تبلیغات
ترنم - مطالب مهر 1395

دلایل : جمع دلیل  علت ها

خالق : خدا ، آفریننده

بی همتا : بی مانند ، بی نظیر ،یکتا

اسرار: جمع سرّ رازها

پرتو :نور وروشنی

لاله های گوش : بخش هلالی غضروفی دور گوش

حدقه:کاسه چشم ، مردمک چشم

دفع : راندن - متضادش جذب

بنگر: فعل امر نگاه کن

عظمت : بزرگی

جثه:اندام ، پیکر

انباشته شده : پر شده

چونان : مانند

برافراشته: بلند کرده

نقش ونگار : شکل وشمایل

خزان : پاییز

زرّناب : طلای خالص

فراز : بلندی متضادش فرود ، نشیب

درهم آمیخته: مخلوط شده ، ترکیب یافته

شکاف : سوراخ ، درز، روزنه

 



تاریخ : سه شنبه 27 مهر 1395 | 20:35 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : سه شنبه 27 مهر 1395 | 20:16 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
غوغا = آشوب ، فریاد / غلتیدن = به روی خود چرخیدن / فارغ = رها ، آزاد ، خلاص / رهسپار = راهی ، عازم ، روانه شده / پیغمبر =پیام آور، نامه بر / گلدسته = مناره ، ستون بلندی در مساجد که موذن بالای آن اذان می گوید / زائر = زیارت کننده / حَرم = گرداگرد مکان های مقدس / زنجره = نوعی حشره که از خود صدا تولید می کند / طفولیّت = دوران کودکی ، خردسالی / متعبّد = عبادت کننده / شب خیز = شب زنده دار، کسی که شب بیدار می ماند مخصوصا برای عبادت / مصحف = کتاب ،در اینجا کتاب آسمانی ، قرآن / طایفه = گروه ، جماعت / خفته = خواب / سربرداشتن = در اینجا بیدار شدن / دوگانه = در اینجا نماز صبح یا دو رکعت نماز / درپوستین کسی افتادند =در اینجا پشت سر کسی بد گویی یا غیبت کردن

تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1395 | 12:17 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1395 | 12:12 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


پاسخ سوال 1:

در اینجا منظور از ((خانه خوب خداست)) خانه مسجد است.

پاسخ سوال2:

((نور))نام خداست و روشنی نشان اوست.منظور این است که وجود خدا سراسر نور است و از تاریکی در وجود او هیچ خبری نیست.

پاسخ سوال3:

بهترین راه شناخت خداوند،شناختن او از طریق موجودات است.زیبایی،پیچیدگی،مهربانی و خشم و ... موجودات،نشانه زیبایی،پیچیدگی،مهربانی و خشم و ... خداوند است؛زیرا هر موجودی در اصل نمود و نمایشگری از وجود خداوند است.


تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1395 | 12:01 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1395 | 12:00 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
یا حسین


تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1395 | 11:23 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1395 | 11:21 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

با شنیدن صدای اذان ندای روز قیامت را بخاطر می آورم وظاهر وباطن خود را برای اجابت این ندا آماده می سازم .چون کسانی که برای پاسخ به این ندا بشتابند همان ها هستند که در روز قیامت به لطف الهی ندا داده می شوند وقتی موذن اذان عشق را در گوش آسمان زمزمه می کند،عظمت حق را بر دلم می نشاند !! ووسوسه های شیطان را از دلم می رهاند.بانگ الله اکبر که سرمی دهد ستون قلبم از بزرگی یاد خدا می لرزد و ندایی از درون مرا می خواند« الا بذکر الله تظمئین القلوب» و می گوی که باید خوشتن را برای نماز آماده سازم.اگر انسان با شنیدن اذان دلش سرشار از شادی وسرور می شود وبا میل و رغبت اورا به پاسخ فرا می خواند باید بداند که در قیامت نیز به بشارت ورستگاری ندا داده خواهد شد به همین دلیل پیامبر (ص)می فرمایند: ای بلال !مارابا نماز وندای دعوت به آن (اذان)راحت ساز؛زیرا روشنی چشم آن حضرت درنماز بود اذان دعوت برای ملاقات است وهمان گونه که روز قیامت مردم برای عرضه بر خداوند فراخوانده می شوند.دردنیا نیز گویندگان اذان مومنان را به مجلس حضور ومعراج زیارت پروردگار فرا می خوانند.اگر معرفت انسان در این دنیا به حدی باشد که ازاین ندا لذت ببرد در آخرت نیز ازملاقات حضرت حق بی بهره نخواهد بود .زیرا معرفت دراین دنیا به منزله ی بذر مشاهده درآخرت است واگر براثر جهل، حال انسان به گونه ای باشد که این ندا اورا خوش نیاید این امر سبب خواهد شد که ندای روز قیامت نیز خوشاینداو نباشد واگردر این دنیا هنگام شنیدن اذان در زمره غافلان باشد حالش در قیامت مناسب با این غفلت خواهد بود ودر سایر مقامات دین و نوامیس شرع امر به همین منوال است زیرا انسان برهمان چیزی می میرد که برآن زندگی کرده وبرهمان چیزی محشور میشود که برآن مرده وجز آن چه در زمین دل کاشته چیز دیگری درو نخواهد کرد بنابراین کسی که هنگام نماز از وظیفه ی خود دربرابر پروردگار آگاه باشد وبداند که این امر لطفی عظیم از ناحیه ی حضرت حق نسبت به اوست مسلما روشنی چشمش درنماز خواهد بود وهمان گونه که مشتاق ومنتظر مجالس انس با دوستان خویش است نسبت به نماز وگفتگو با پروردگارش نیز چنین خواهد بود وهمان گونه که دعوت دوستانش را برای حضور درچنین مجالسی می پذیرد اذان رانیز که به منزله ی منادی ذات اقدس حق است به گوش جان می شنود وپاسخ می گوید.با شنیدن((الله اکبر))دلم را متوجه عظمت و بزرگواری ذات اقدس الهی میکنم ودنیا وآنچه را درآن است کوچک می شمارم تا درتکبیرم دروغگو نباشم هرگاه ((لا اله الا الله)) را می شنوم هر معبودی جز اورا از لوح دلم محو می کنم رسول خدا را حاضر دیده وبا رعایت آداب حضور آن بزرگوار با نیت خالص به رسالت آن بزرگوار گواهی می دهم هنگامی که به غار وآنچه موجب فلاح ورستگاری وبهترین اعمال است فراخوانده می شوم جانم را به حرکت در می آورم وقلب و قالبم را گسترش می بخشم .پس از این عهدم را با تکبیر وتعظیم ذات اقدس حق تجدیدمی کنم و همچنان که نمازخود را باتکبیراوآغازکردم با تکبیراو نیز پایان می دهم و مبدا خود را از او وبازگشت خودرا به سوی او قرار داده وبرحول وقوه او اعتماد می کنم.

 



تاریخ : پنجشنبه 15 مهر 1395 | 21:18 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : پنجشنبه 15 مهر 1395 | 21:17 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

https://telegram.me/rangin_kaman_adab_farsi

https://telegram.me/nasser_aghapoor





تاریخ : چهارشنبه 14 مهر 1395 | 21:31 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : چهارشنبه 14 مهر 1395 | 21:31 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


1-  به نام خدایی که زندگی بخشید وقدرت سخن گفتن را به ما داد.

2-  خدایی که همیشه با ماست و یاری رسان است و بخشنده و توبه پذیر است.

3-تحت فرمان او است همه چیز . مثل انسان و  پرنده ومورچه و مگس.

  4- یکی را خوش بختی دهد و دیگری را از خوشبختی کنار گذارد.

5-اتش را تبدیل به گلستان کرد برای خلیل {ع} و کسانی را فرو برد دراتش اب نیل.               

 در نزد او تمام بزرگان کوچک و ناتوان هستند .

7- جهان متفق هستند بر خدایی او و دنیا ناتوان مانده از یافتن ذات او.

8-انسان همچو او نیابد دیدگان ناتوان در یافتن انتهای جمال او.

9-نگاهی بر دل خود بیندازی او به تو صفا را عطا می فرماید.

10-راه حق راه حضرت محمد{ص} و جز راه حق او هیچ راهی حق نیست و تنها در این راه می توان رفت نه راه دیگری .



تاریخ : چهارشنبه 14 مهر 1395 | 21:07 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


1- در گذشته فکر می کردم که  خانه خداوند در میان ابرها است.

2-مثل قصر پادشاه های افسانه ای و داستانی خشتی از آن از الماس درست شده وخشتی از طلا ساخته شده.

3-ستون و پایه برج هایش از عاج و بلور ساخته شده بر تختی نشسته است با غرور بسیار.

4-ماه یکی از درخشندگی تاج او و هر ستاره پولکی از تاجی بود که داشت.

5- رعد و برق هایی که در شب است از خنده ی اوست و سیل و طوفان

به خاطر نعره ی توفنده اوبود.

6-هیچ انسان و جانوری نمیداند اوکجاست و هیچ کس را در حضورش راه نمیدادند.

7-آن خدا بر هیچ چیز رحم نمیکرد و خشم گین و عصبانی بود.

8- وجود داشت ام در بین ما نبود نه مهربان بود و نه ساده و زیباه.

9-دوستی برای او بی معنا بودو مهربانی برای او بیگانه بود

10-هرچه از کسی راجب کار او و زمین و آسمان می پرسیدم

11- زود میگفتند که پرسو جو از کار او نادرست است و این قسمت و حکمت است.

12- قصد من از خواندن نماز ودعا تنها در امان ماندن از خشم اوبود.

13- در گذشته از خدا تصویری خوب و درست نداشتم و ناراحت بودم

14-تا که شبی همراه پدررفتیم برای سفری .

15  در روستایی که بر سرما بود خانه ای دیدم که به نظرم آشنا و خوب بود.

16-از پدرم پرسیدم: اینجا چه جایی است گفت اینجا خانه ی خوب و پاک خدا است.

17-گفت :میتوان اینجا خلوت کرد و نمازی ساده راخواند.

18-با وضو دست و رو را تازهکر با خود و دل خود گفت وگویی کرد

19-گفتم: پس آن خدای خشمگین و ناراحت و خانه اش در زمین است؟

20-گفت: بله خانه ی او ساده و پاک با فرش های گلیمی است.

21-او ساده ومهربان و بی هیچ کینه ای است مثل نور در ایینه است.

22- عادت او دشمنی و ناراحتی و خشم نیستنام او نور است و نشانه اش روشنایی برای ما .

23- تازه در کردم که این خدا خدایم است همین خدای دوست ومهربان با ما است.

24-دوستی حتی از خودم به خودم واز رگ گردن نیز به من نزدیک تر است.

25-می توان سپس با همین خدا دوستی ساده و پاک و آشنا باشم.



تاریخ : چهارشنبه 14 مهر 1395 | 21:04 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

بامدادی که تفاوت نکند لیل ونهار                        خوش بوددامن صحراوتماشای بهار

صبحی که طول شب وروزآن یکسان است<اول بهار>لذت بخش ودلپذیراست

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است                       دل نداردکه ندارد به خداونداقرار

تمام دنیاآفرینش خداونداست وکسی که به وجودخداوند باورندارددلی ندارد

کوه ودریاودرختان همه درتسبیح اند                    نه همه مستمعی فهم کند این اسرار

همه هستی درحال ستایش خداوندهستنداماهرشنونده ای این رادرک نمی کند

خبرت هست که مرغان سحرمی گویند:             آخرای خفته سرازخواب جهالت بردار

خروس ها هنگام آواز می گویند ازخواب جهل ونادانی بیدارشو

تاکی آخر چوبنفشه سرغفلت درپیش؟                 حیف باشدکه تودرخوابی ونرگس بیدار

تاکی می خواهی مثل گل بنفشه سربه پایین باشی وهیچ خبرنداشته باشی حیف است

که تواند که وهدمیوه الوان ازچوب؟                   یاکه داند که برآروگل صدبرگ ازخار؟

جزخداچه کسی می تواندازچوب خشک میوه های رنگارنگ به وجودآوردیاازخارگل صدبرگ ایجاد کند

عقل حیران شودازخوشه زرین عنب                 فهم عاجزچودازحقه یاقوت انار

عقل ازخوشه طلایی رنگ انگور شفت زده می شودوفهم ازدرک میوه های انارکه مثل جواهرهستندناتوان می گردد

پاک وبی عیب خدایی که به تقدیرعزیز               ماه وخورشیدمسخرکندلیل ونهار

خداوندی که به فرمان عزیزوگرانقدرش ماه خورشید شب وروزرامطیع خودکرده است

تاقیامت سخن اندرکرم ورحمت او                      همه گویندویکی گفته نیاید زهزار

اگربازهمه موجودات تاقیامت شکربگویندبازهم کم است

نعمتت بارخدایا زعددبیرون است                      شکر انعام توهرگزنکنیدشکرگزار

آن قدررحمت های خداوندبسیاراست که انسان هرگزنمی تواندشکرگذارباشد

سعدیا راست روان گوی سعات بردند                 راستی کن که به منزل نرسد کج رفتار

ای سعدی درست کاران سعاتمندان پیروزشدندتوهم درست رفتارکن زیرا انسان بدکاران رابه منزل نمیرسد



تاریخ : چهارشنبه 14 مهر 1395 | 21:02 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

                                                                         

معنای مصرع اول : به نام خداوندی آغاز می کنم که دو نعمت بزرگ عقل و جان را به انسان عطا کرده است زیرا فکر و اندیشه انسان نمی تواند فراتر ازاین برود

معنای مصرع دوم : به ذهن و اندیشه انسان ،سخنی بالاتر ازاین خطور نمی کند که سخنش را با نام پروردگاری آغاز کند که به انسان جان و خرد بخشیده است.

معنای مصرع سوم : خداوند متعال صاحب اسما و صفات و القاب متعدّد و آفریننده ی جاو مکان(عالم هستی) است.

معنای مصرع چهار : اوست که روزی دهنده موجودات عالم و هدایت کننده آنهاست.

معنای مصرع پنجم : خداوند متعال افلاک هفتگانه ( قمر، عطارد، ناهید، خورشید،مریخ ، مشتری، زحل) و آسمان در حال حرکت را آفریده است

معنای مصرع ششم : و اوست که به خورشید و ماه و ستارگان نور و روشنی بخشیده است.

معنای مصرع هفتم :با چشمان و وجود جسمانی و مادّی نمی توان خدا را درک کرد

معنای مصرع هشتم : پس برای این کار بیهوده به چشمانت زحمت مده.

معنای مصرع نهم :انسان حتّی با افکار تیزو اندیشه های باریک بین نیز نمی تواند به وجود خداوند متعال دست یابد

معنای مصرع دهم :زیرا که ذات اقدس پروردگار فراتر از محدوده اسما و نام ها و مکان ها است. 

معنای مصرع یازدهم : هیچ کسی نمی تواند خداوند متعال را آنگونه که شایسته درگاه اوست،

معنای مصرع دوازدهم :ستایش کند پس تو باید کمر بندگی و اطاعت از او به میان ببندی و در بندگی و عبادت او تلاش کنی.

معنای مصرع سیزدهم : هر کس دانش کسب کند در زندگی موفق خواهد بود

معنای مصرع چهاردهم : با کسب علم فرد پیر مانند جوانی توانا زنده خواهد بود



تاریخ : چهارشنبه 14 مهر 1395 | 20:55 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.