تبلیغات
ترنم - مطالب اردیبهشت 1395
1- نامه ای به خدا

2- من یک نوجوان ایرانی ام که می خواهم کشورم ........

3- ایران من

4- نابرده رنج گنج میسر نمی شود ......

5- اسراف و زیان های فردی و اجتماعی ان

6- احترام به پدر و مادر

6- دوست دارید به جای چه کسی بودید و چرا ؟


تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 12:13 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

 

مردى خدمتکار خلیفه بود و کفش او را بر مى داشت و هر بار این جمله را بر زبان مى آورد که : هر کس با تو خوبى کرد به او خوبى کن و هر کس با تو بدى کرد او را به خود واگذار که بدى او گریبانش را خواهد گرفت .
یکى از اطرافیان خلیفه از نزدیکى او به خلیفه و مقام و منزلتى که داشت بر او حسد ورزید و نزد خلیفه رفت و از اوغیبت و بدگویی نمود و گفت : این کسى که کفش تو را بر مى دارد و مى گذارد، دهان تو را بدبو مى داند و بدین خاطر از تو تنفر دارد! شاه گفت : از کجا بفهمم که تو راست مى گویى ؟ گفت : فردا که نزد تو آمد، از او بخواه که به تو نزدیک شود آن وقت خواهى دید که با دست بینى خود را مى گیرد تا بوى تو به مشام او نرسد! خلیفه گفت : حالا برو تا فردا او را بیازمایم .
او از نزد خلیفه رفت و شخص کفش بردار را براى شام به خانه اش دعوت کرد و سیر بسیارى در غذاى او ریخت و نزد او آورد و او خورد و رفت . روز بعد که نزد خلیفه آمد و برنامه همیشه خود را انجام داد.
خلیفه به او گفت : نزدیکتر بیا! او نزدیک آمد و براى آن که بوى سیر خلیفه را آزار ندهد دست بر دهانش گرفت . خلیفه باور کرد که حرف آن شخص ‍ درست بوده است و تصمیم گرفت این خدمتکار را نابود کند.
رسم شاه این بود که هر وقت مى خواست هدیه و جایزه اى به کسى بدهد نامه اى به دست او مى داد تا از خزانه دار و یا شخص معین دیگرى هدیه اش ‍ را تحویل بگیرد. براى این خدمتکار هم نامه اى نوشت ولى در آن قید کرد که سر آورنده نامه را از تن جدا کن و پوست بدنش را کنده و آن را پر از کاه کن و براى من بفرست . نامه را به خدمتکار داد و گفت : این را به فلان نماینده من بده .
وقتى خدمتکار خواست برود، در بین راه همان شخص سعایت کننده برخورد کرد. او پرسید: کجا مى روى ؟ گفت : شاه حواله جایزه اى به من داده مى روم تا آن را بگیرم . او گفت : جایزه را به من ببخش ! خدمتکار هم حواله را به او داد و چون نامه را نزد نماینده شاه برد، آن نماینده به او گفت : در نامه نوشته شده است که تو را بکشم ! جواب داد: مهلتى به من بده ؛ زیرا اشتباهى رخ داده و حامل نامه کس دیگرى است نه من ! نماینده شاه گفت : حکم سلطان تاءخیر بردار نیست و بلافاصله او را کشت .
ساعتى بعد که خدمتکار طبق عادت همیشه نزد سلطان رفت . شاه تعجب کرد که چطور او هنوز زنده است ! لذا پرسید: نامه مرا چه کردى ؟ خدمتکار جریان ملاقات با مردبد گو و خواهش او را بیان کرد . شاه گفت : او نزد من از تو بدگویى کرده و مى گفت که تو دهان مرا بدبو مى دانى ، خدمتکار گفت : من هرگز چنین حرفى نزده ام . شاه گفت : پس چرا آن روز جلوى بینى و دهانت را گرفته بودى ؟ او گفت : به خاطر آن که آن شخص ‍ غذاى سیردار به من داده بود و مى خواستم شما اذیت نشوید! شاه گفت : در شغل و مقام خود باقى بمان . همانگونه که هر روز دعا مى کردى ، شر و بدى شخص شرور به خودش باز گشت
.


تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 12:12 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

زندگی در روستا دلپذیر است.مردان وزنان روستایی از سحر تا بامداد به کار و حرفه خود مشغول هستند. مردم روستا با دیدن یکدیگر شادی وخوشحالی می کنند . دوستی و محبّت در روستا موج می زند.

شغل اغلب مردم دامداری و کشاورزی است و با این شغل، زندگی خودشان را می گذرانند .

در روستا امکانات نقلیه کمی وجود دارد اگر هم وجود داشته باشد بیشتر از چهارپایان استفاده می شود  اصلی ترین وسیله مردم اسب و قاطرو .....  است. در روستا از خواب تا دیر وقت خبری نیست . بزرگ و کوچک بامدادان از خواب بلند می شوند و تلاش خود را آغاز می کنند. مردم روستا معمولاً نیاز های روزانه زندگی را خودشان تامین می کنند .

خیلی از مصالح خانه های روستایی از کاه وگل ساخته شده است که مردم قبل ازآمدن زمستان و بارش باران کاه و گل آن را باز سازی می کنند. آب و هوای روستا بسیار تمیز و به دور ازهر نوع آلودگی  هست

مردم روستا افرادی سالم و قوی می باشند . آنان مردمی جوانمرد و سخاوتمند هستند و در زمان جنگ تحمیلی شهیدان زیادی را تقدیم کشور عزیزمان ایران کرده اند .

 



تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 12:09 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

***( از سه موضوع زیر یکی را به اختیار انتخاب نموده و انشایی بنویسید .)***

1- احترام به پدر و مادر         

2-زیان های بی سوادی        

3- ایران من                        



تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 12:04 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

امام خمینی ( ره ) پس از پیروزی انقلاب بیش از ده سال ، رهبری کشور را بر عهده داشت .   او در زمان رهبری ،

خصوصیّات دوران جوانی و میان سالی خویش را حفظ کرد و هم چنان افتاده و فروتن بود . هیچ گاه قدرت او را از یاد خدا غافل نساخت . او محبوب همۀ مسلمانان جهان و مایۀ افتخار مردم ایران بود .

 

دکتر حسابی به زبان و فرهنگ و ادب فارسی عشق می ورزید و آثار بیشتر بزرگان شعر و ادب را با دقّت مطالعه می کرد . دیوان حافظ را به خوبی می خواند و از آن لذّت می برد .

 

کسی در زندگی موفّق است که اکنون و فرصت حال را در یابد و همیشه فکر کند که بهترین فرصت من امروزاست . امروز را به فردا افکندن و به امید آینده نشستن کار درستی نیست .

 

در میان جمع گشاده رو بود و در تنهایی ، سیمایی محزون و متفکّر داشت . هرگز به روی کسی خیره نگاه        نمی کرد و بیشتر اوقات چشم هایش را به زمین می دوخت . در سلام کردن به همه ، حتّی به کودکان ،           پیش دستی می کرد .



تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 12:02 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

 

شما امروز در سال های طلایی عمر خود قرار دارید و خدای متعال هم به شما کمک خواهد کرد . از این فرصت خوب زندگی واز دامان گرم و مهربان نظام اسلامی و انقلاب اسلامی بهترین استفاده را بکنید .

کتاب پر راز و رمز آفرینش و شگفتی های طبیعت ، سرشار از درس ها و اندرزهاست . اگر نیروی جوانی و شادابی و چالاکی این دوره را با تأمّل ، تفکّر و بصیرت همراه کنیم ، به شکوفایی خواهیم رسید .

کسی در زندگی موفّق است که اکنون و فرصت حال را در یابد و همیشه فکر کند که بهترین فرصت من امروز است . امروز را به فردا افکندن و به امید آینده نشستن ، کار درستی نیست .

می توانیم از لحظه های زندگی لذت ببریم و جویبار با صفا و زلال و گوارای زندگی را گل آلود نسازیم .



تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 12:01 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
  • الهی ، دانایی ده تا از راه نیفتیم ، بینایی ده تا در چاه نیفتیم ، توفیق ده تا در دین استوار شویم و نگاه دار تا پریشان نشویم .

  • با نگاه های كنجكاوانه و تشنه،به درس بزرگ طبیعت می نگریستم. گوش می دادم،چشم می دادم،دل می دادم و روحم چنان غرق فهمیدن بود كه از هیجان می لرزید.

  • دوستی خوب است که گفتارش درست و رفتارش پسندیده باشد . در دلش ایمان و مهربانی موج بزند و از چهره و نگاهش امیدواری و نشاط بجوشد . دوست خوب کیمیا است .

  • زندگی مجموعه ای از روزها و سال ها ست ، روزهایی که به شتاب می گذرند و هرگز باز نمی گردند . کسی در زندگی موفّق است که اکنون و فرصت حال را در یابد و همیشه فکر کند که بهترین فرصت من امروز است .

 

 



تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 11:59 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 11:51 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 11:46 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


          1- خدایا لطف ات را شامل حال من گردان و مرا به سوی خودت راهنمایی کن .


2- الهی به من عنایتی داشته باش تا بتوانم در پیش تو جایگاه مناسبی برای خودم به دست بیاورم .


3- پروردگارا با نام ویاد خودت مشهورم بگردان و مرا جز بندگان خاص خودت قرار بده .


4- خدایا به من تلنگری بزن تا از خواب غفلت و نادانی بیدار شوم وبه درک و شناخت تو نایل گردم .


           5- بار الها ! لطف و بخشندگی ات را از من دریغ نکن و در روز قیامت بهترین بنده ات پیامبر(ص) را شفاعت کننده ام قرار بده.   






تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 11:39 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


1-خدایا تو را به انسان های صالح و نیکوکار قسم می دهم که کردار و عاقبت بد مرا خوب و نیکو کن.

2-ما را از پیشگاه خود محروم نکن.(لطف خود را از ما دریغ نکن.)ما مانند گنجشکانی هستیم که به این سرزمین پناه آورده ایم.ما را از درگاه خودت بیرون مکن.

3-به من توانایی و بیانی بده که بتوانیم اسرار وجودی تو را بازگوکنم.روحی بده که خواستار دیدار تو باشد و تاب و تحمل درک تو را داشته باشد.

4-بی خبری و ناآگاهی مانند آتش است دل مرا در این آتش نسوزان.(نگذار دچار غفلت شوم وتو را نشناسم.)جان مرا با نور حقیقت روشن کن.

5-اکنون سزاوار است که دستم را بگیری کمکم کنی،اگر دستم رانگیری و حمایتم نکنی،نابود می شوم.

6-مرا از کسانی قرار بده که به تو نزدیک هستندمرا هدایت کن زیرا گمراه شده ام و راه راست را نمی شناسم.

7-من هر نیایش و دعایی که می خوانم،و هر چیزی را که می دانم، وجود تو را درک می کنم.  
                  (تورا در گفته ها و دانسته هایم می بینم و وجودت را درک می کنم).  


تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 11:37 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران  ، سال 1395 را سال  اقتصاد مقاومتی ، اقدام و عمل اعلام فرمودند .

حال منظور از این گفته چیست . بر کسی پوشیده نیست که رمز موفقیت و پیشرفت یک جامعه ای در دست دولت مردان و مردم آن جامعه است . در طول تاریخ ما دیده ایم که کشور هایی که در زمینه های مختلفی مانند اقتصادی ، فرهنگی ؛ سیاسی و ....... اقدامی و تلاشی کرده ، مسیر پیشرفت و ترقی را پیموده اند و اکنون جز کشورهای مترقی و قطب صنعتی دنیا به شمار می آیند . به عنوان نمونه کشور ژاپن یک از آنهاست . زمانی که امریکا بمب اتمی را در این کشور منفجر کرد کسی باور نمی کرد که دیگر ژاپنی وجود داشته باشد ، اما ما حالا شاهد کشوری مقتدر در تمامی عرصه ها خصوصاً صنایع اقتصادی متفاوت و پیشرفته ، که در همه جای کره خاکی حرف اول را می زند ، روبرو هستیم . پس چه اتفاقی افتاد ؟ رمز موفقیت آنها چیست ؟ در قرآن ودر آیه 11سوره رعد  آمده است که "خداوند سرنوشت هیچ قومی را تا خود نخواهند تغییر نخواهد داد . مردم کشور ما در سال 57 این وعده خداوند را عملی کردند و از بند اسارت امریکا و دیگر کشورهای غربی رهایی یافتند . امروز کشور ما ایران برای پیشرفت و ترقی در تمامی زمینه ها نیازمند همت و تلاش و عزمی قوی را دارد . اگر ما بخواهیم با بیکاری و تحریم و ...... بجنگیم باید همه دست به دست هم بدهیم و برای آن تلاش کنیم به قول قدیمی ها با یک گل بهار نمی شود . ما باید فقط حرف نزنیم بلکه باید به گفته ها یمان  عمل کنیم . آینده با حرف ساخته نمی شود ، ما بعد از پیروزی انقلاب و در زمان جنگ تحمیلی این گفته رهبرمان را عملی کرده ایم و از سد هزاران مشکل و ترفند دشمنان با سربلندی و پیروزی پشت سر گذاشته ایم و امید دارم با برنامه ریزی های صحیح و درست دولتمردان جمهوری اسلامی ایران و با همت و پشتیبانی  مردم فهیم و فرهیخته ایران ، این شعار امسال تحقق و عملی گردد . انشا الله


انشای یکی از دانش آموزان نهم - دبیرستان شهید قلی زاده



تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 11:34 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.