تبلیغات
ترنم - مطالب فروردین 1395
تاریخ : پنجشنبه 26 فروردین 1395 | 20:39 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : چهارشنبه 25 فروردین 1395 | 20:57 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : چهارشنبه 25 فروردین 1395 | 20:54 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : چهارشنبه 25 فروردین 1395 | 20:48 | نویسنده : ناصر آقاپور

محمد در بغل پدرش مثل پرنده ای ترسناک لانه دارد .

ای پدر ، مرا بپوشان بال های من در برابر این طوفان بسیار ناتوان است ، ناتوان در مقابل این تاریکی  و آنهایی که پرواز می کنند در آن بالا. محمد فرشته ای است که دوستی ندارد نزدیک به اسلحه شکارچی است که رحم نمی کند . او در سایه ی خود تنهاست . صورتش روشن است ، مثل روشنی خورشید قبلش هم قرمز و روشن است ، مثل سیب ، شکارچی می تواند  به صیدش به نوع دیگری نگاه کند .

به خودش بگوید: حال او را رها می کنم ، تا وقتی که توانایی تلفظّ فلسطین را داشت و فردا  نا فرمانی کند ، شکارش می کنم. محمد خونی است که از رسالت فرستاده خدا جوشیده است پس ای محمد بالاتر بیا تا جایی که  به آخرین درجه برسی.

 

کودکان سنگ

جهان را شگفت زده کردند//  با اینکه در دست هایش به غیر از سنگ هیچ چیز دیگری نبود //مثل آتش ها درخشید //و مثل خبری خوش  از راه رسید ند// و استقامت کردند و مبارزه کردند و شهید شدند.

ای اصحاب مکر و خیانت کار// هر قدر که زمان بایستد// به زودی بچه های سنگ نابودتان می کنند//   ای دانش آموزان سرزمین فلسطین// به ما یاد بدهید// که چگونه با سنگ دلیری و شجاعت می آفرینید ؟

ای فرزندان غزه// با تمام قدرتتان حمله کنید //و در راه تان محکم بمانید// و در نبرد ها جلو بروید //    ای دوستان کوچک سلام و درود ما بر شما // برای چیدن زیتون ها آماده باشید// وقتی که درختان زیتون میوه می دهند//  ملتی بوجود می آید// و در زیر آسمان آبی  خداوند // کشوری آزاد و صورت زیبای فلسطین و بیت المقدس آشکار می شود.

تاریخ : چهارشنبه 25 فروردین 1395 | 20:42 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : چهارشنبه 25 فروردین 1395 | 20:40 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : چهارشنبه 25 فروردین 1395 | 20:37 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : چهارشنبه 25 فروردین 1395 | 20:33 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : چهارشنبه 25 فروردین 1395 | 20:32 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : شنبه 7 فروردین 1395 | 21:05 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : شنبه 7 فروردین 1395 | 20:28 | نویسنده : ناصر آقاپور

https://telegram.me/rangin_kaman_adab_farsi


تاریخ : شنبه 7 فروردین 1395 | 20:21 | نویسنده : ناصر آقاپور

https://telegram.me/rangin_kaman_adab_farsi


تاریخ : شنبه 7 فروردین 1395 | 20:18 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : شنبه 7 فروردین 1395 | 20:16 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : شنبه 7 فروردین 1395 | 20:14 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : شنبه 7 فروردین 1395 | 20:11 | نویسنده : ناصر آقاپور

https://telegram.me/rangin_kaman_adab_farsi


تاریخ : شنبه 7 فروردین 1395 | 20:08 | نویسنده : ناصر آقاپور
                                                                                                                                                                                                                                        متولد۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان است. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعر‌هایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده‌است و نقاشی‌های او شهرت جهانی پیدا کرده است.
سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و نشان درجه اول علمی را دریافت کرد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ شعر خود را با عنوان «زندگی خواب‌ها» منتشر کرد. در آذر ۱۳۳۳ در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت.
سهراب سپهری مدتی در اداره کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال ۱۳۳۷ مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکدهٔ هنرهای تزیینی تهران نمود. پدر وی که به بیماری فلج نیز مبتلا بود، در سال ۱۳۴۱ فوت می‌کند. در اسفند همین سال بود که از کلیهٔ مشاغل دولتی به کلی کناره‌گیری کرد. پس از این سهراب با حضور فعال‌تر در زمینه شعر و نقاشی آثار بیشتری آفرید و راه خویش را پیدا کرد. او با سفر به کشورهای مختلف ضمن آشنایی با فرهنگ و هنرشان نمایشگاه‌های بیشتری را برگزار نمود.
از معروف‌ترین شعرهای او می‌توان به: «نشانی»، «صدای پای آب» و «مسافر» را نام برد که شعر «صدای پای آب» یکی از بلند‌ترین شعرهای نو زبان فارسی است.



تاریخ : شنبه 7 فروردین 1395 | 20:06 | نویسنده : ناصر آقاپور

هنگامی که شاعر یا نویسنده، صفتی را در فرد یا پدیده‌ای آنچنان برجسته نشان دهد که در عالم واقع امکان دستیابی به آن صفت در آن حد و اندازه وجود نداشته باشد، آرایه اغراق آفریده می‌شود. البته این ادعای غیر ممکن باید به گونه‌ای بیان شده باشد که باعث افزایش گیرایی سخن گردد وشعار گونه وغیر واقعی جلوه نکند.
بخواهد هم از تو پدر کین من     چو بیند که خشت است بالین من
(اغراق در ممکن نبودن رهایی از انتقام پدر)
شود کوه آهن چو دریای آب     اگر بشنود نام افراسیاب


تاریخ : شنبه 7 فروردین 1395 | 20:05 | نویسنده : ناصر آقاپور

هر گاه شاعر یا نویسنده‌ای، بخشی از نوشته فردی دیگر را در میان اثر خود جای دهد، آن شعر یا نوشته را تضمین نموده‌است.
چه خوش گفت فردوسی پاک زاد     که رحمت برآن تربت پاک باد
میازار موری که دانه کش است     که جان داردو جان شیرین خوش است

این دو بیت بخشی از بوستان سعدی است و سعدی بیتی معروف از فردوسی را در میان شعر خود عیناً نقل کرده‌است.


تاریخ : شنبه 7 فروردین 1395 | 20:03 | نویسنده : ناصر آقاپور
ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها

                               ای تدبیر کننده روز و شب

                                   ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر

                                                   حال مارا به بهترین حال دگرگون کن.

عزیزان برایتان روزهایی سرشار از شکوفایی و خلاقیت آرزومندم



تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2