تبلیغات
ترنم - مطالب اردیبهشت 1394
تاریخ : پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 | 19:52 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 | 19:34 | نویسنده : ناصر آقاپور
http://img1.tebyan.net/Medium/1392/11/fe073160648a4bb899bad1d1b8978747.jpg


تاریخ : پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 | 19:30 | نویسنده : ناصر آقاپور
http://s5.picofile.com/file/8125610426/_3_1.jpg


تاریخ : پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 | 11:56 | نویسنده : ناصر آقاپور

مرد فقیرى بود که همسرش از شیر گاوشان کره درست می کرد و او آنرا

 به تنها بقالى روستا مى فروخت.

آن زن روستایی کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت و

 همسرش در ازای فروش آنها مایحتاج خانه را از همان بقالی مى خرید.

روزى مرد بقال به وزن کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند.

هنگامى که آنها را وزن کرد، دید که اندازه همه کره ها ۹۰۰ گرم است.

او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره

 نمى خرم، تو کره ها را به عنوان یک کیلویی به من مى فروختى در

 حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.

مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: راستش ما

 ترازویی نداریم که کره ها رو وزن کنیم ولی یک کیلو شکر قبلا از

 شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار دادیم .

یقین داشته باش که به مقیاس خودت برای تو اندازه مى گیرند.

 



تاریخ : چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 | 19:47 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 | 18:40 | نویسنده : ناصر آقاپور
الهی، دانایی ده که از راه نیفتیم، بینایی ده تا در چاه نیفتیم.                                                  

    با نگاه های کنجکاوانه و تشنه به درس بزرگ طبیعت می نگریستم. گوش می دادم ، چشم می دادم،  دل می دادم و روحم چنان غرق فهمیدن بود که از هیجان می لرزید. احساس می کردم هم اکنون چشمه های معرفت از درون من سرباز خواهند کرد و آب های زلال و سرد و گوارای فهم و دانایی در من خواهد جوشید.   

     تا می توانیم، بیاموزیم. این همه کتاب خوب و مطالب آموختنی ما را به سوی خود می خوانند. کتاب پر رمز و راز آفرینش و شگفتی های طبیعت، سرشار از درس ها و اندرزهاست. اگر نیروی جوانی و شادابی و چالاکی این دوره را با تأمّل، تفکّر و بصیرت همراه کنیم ، به شکوفایی خواهیم رسید.    

      عمر حقیقی را ، شناسنامه ما تعیین نمی کند. زیستن و زندگی زیبا ، تنها همان فرصت هایی است که با رفتارهای زیبا و کارهای بزرگ می گذرد.       

     در اوّلین ساعات حضورش در قم به حرم حضرت معصومه (س) پناه برد. سر بر ضریح آن حضرت گذاشت و آرام اشک ریخت. از خداوند خواست به او در راهی که انتخاب کرده است، اخلاص و همّت بلند عطا کند و به قلب نگران مادر نیز آرامش و نشاط بخشد و بیماری و کسالت او را شفا دهد.

 

 



تاریخ : یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 | 22:10 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 | 21:47 | نویسنده : ناصر آقاپور

روا: جایز، شایسته 

روا داشتن: مجاز دانستن

 معیّن: مشخّص، معلوم

سرد و گرم روزگار: کنایه از خوشی­ها و ناملایمات زندگی

 سرد و گرم آرایه­ی تضاد نیز دارد.

منحرف: کج رو، گم­راه 

متانت: وقار، سنگینی                  

پرخوف: ترسناک، وحشتناک

راهبر: راهنما، راه­برنده  

ایّام: روزگاران، ج یوم        

آیندگان: نسلِ آینده          

پایمال کردن: از بین بردن

ندامت: حسرت، پشیمانی               

 انگشت به دندان گزیدن: کنایه از پشیمانی کردن        

ثمر: نتیجه، حاصل، بهره

سپری شدند: طی شدند، گذشتند   

محال: غیر ممکن، نشدنی       

کشتی زندگانی: زندگانی به کشتی تشبیه شده­ است

مقصود: هدف، آرمان

مسلّماً: قطعاً، حتماً

جزر: کشیدگی آب دریا به هنگام روز.       

مد: بالا آمدن آب دریا با آمدن شب

غنیمت شمردن: ارزشمند شمردن، گرامی دانستن

 بسا: چه بسیار   

اعماق: ژرفا، عمق

فرط: زیادی، شدّت

تلف: تباه، هدر

در جمله کار امروز را به فردا میفکن» دو آرایه به کار رفته است:

1- ضرب المثل     2- امروز و فردا(تضاد)

مسرور: شادمان، خوش­حال     

برکات: نعمت­ها،

توکّل: تکیه، امید، اعتماد

تأمّل: تفکّر، اندیشه

عجول: شتابان    

تعلّل: درنگ، تأخیر



تاریخ : شنبه 26 اردیبهشت 1394 | 17:08 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : شنبه 26 اردیبهشت 1394 | 17:05 | نویسنده : ناصر آقاپور
http://images.persianblog.ir/573945_noTXNaZv.jpg


تاریخ : شنبه 26 اردیبهشت 1394 | 17:04 | نویسنده : ناصر آقاپور
http://rozup.ir/view/155661/%D8%A7%D9%87%D9%86%DA%AF%20%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%20%D8%B9%DB%8C%D8%AF%20%D9%85%D8%A8%D8%B9%D8%AB94.jpg


تاریخ : شنبه 26 اردیبهشت 1394 | 16:59 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 | 13:10 | نویسنده : ناصر آقاپور
http://serajeadine.ir/wp-content/uploads/2014/02/791822_MJpMUwbe-300x225.jpg


تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 | 13:08 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 | 13:41 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 | 13:18 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 | 21:03 | نویسنده : ناصر آقاپور


تاریخ : دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 | 20:48 | نویسنده : ناصر آقاپور
بعضی چیز هایی که اطراف ما وجود دارند میتوانند کاربرد و استفاده ی بسیار زیادی برای ما داشته باشند.عینک نیز کاربردهای بسیار زیادی دارد. خیلی زیاد. خیلی خیلی زیاد.حتی بیشتر از آنکه فکر می کنیم.

عینک با اینکه مانند گوهر دیده نیست اما سعی و تلاش می کند تا مانند آن رفتار کند و دریچه ای را برای ما به سوی رویداد ها باز کند و بیافریند.به ما خیلی چیز ها را یاد می دهد مانند معلمی دلسوز. هر روز بر روی چشمانمان می نشیند و با اینکه کم حوصله و بی تاب است دیده ی ما را به جهانی بزرگ روشن می سازد.ولی چرا قدر آن را نمی دانیم؟چرا آن را اذیت می کنیم؟ شاید او از هر دوستی برای ما بهتر باشد.

این دوست خوب عدالت را می بیند عدل را دوست دارد و سعی می کند تا ما جهان را با عدالت قضاوت کنیم.زمانی که دل هایمان تیره و تار می شود و دیگر یارای قضاوت صحیح نیست تنها اسلحه ی ما عینک قضاوت ماست. عینکی که با وجود کوچکی دریایی بزرگ از مهر وعطوفت و واقعیت را بر دلمان می افکند و باعث استحکام روابط ما می شود. قضاوت های بیهوده نادرست و اشتباه که باعث دردسر و رنج و عذاب ما می شوند را از وجود تیره و تارمان خارج می سازد.

هر وقت عینک شاد و خندان بر چشمان می گذاریم احساس شادی و سرزندگی می کنیم. زندگی را تجربه می کنیم. با گذاشتن آن بر روی چشمان تازه به خلقت بزرگ خداوند می نگریم ولی تا پیش از این ها قادر به دیدن این همه زیبایی و بزرگی نبودیم. اما حالا جهان را با نظری دیگر می نگریم. سبزه ها را سبز تر دریا ها را پرآب تر وکوه هارا استوار تر می نگریم.خورشید تابناک خالق را با همه وجودمان لمس میکنیم و این زندگی را با این دوست خوب شیرین می کنیم.

نگریستن در هر چیزی بسیار مهم است حتی عینکی ساده. با اینکه تفکر ما درباره ی آن وسیله ای ساده است اما می تواند ما را با بسیاری از صفات پسندیده همراه و همسایه کند. عینک خوب مانند دوستی خوب کیمیاست.



تاریخ : دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 | 20:38 | نویسنده : ناصر آقاپور
من یکی از ملیون ها نوجوان روی کره ی زمین هستم، اما من با همگان فرق دارم ،زیرا نژاد من از نژاد خوبان ،تبار من از تبار بزرگان و اعتقادات و مذهب من از بهترین های روی زمین است .
آری من ایرانی ام منم همزاد رستم و سیاوش منم از نسل کورش و داریوش منم از تبار کسانی که جان،مال ،خانواده،وقطره قطره ی خونشان را دادند تا ایران پابرجا بماند و همچنان پرچمدار صلح و دوستی باشد.غیرت من و امثالم را هیچکس ندارد،قدرت من و امثالم را هیچکس ندارد ،اعتقادات من و امثالم را هیچکس ندارد،اینان صفات من است به عنوان فردی که در جمهوری اسلامی ایران زندگی میکند ،من اینگونه فکر نمیکنم که کوچکم و نمیتوانم برای میهنم کاری بکنم و تا بزرگ نشوم فردی بی فایده ام من ایرانیم و با همین قلمی که در دست دارم میتوانم دنیا را تغییر بدهم و قلم را تبدیل کنم به بزرگ ترین سلاح جهان .یه امید روزی که صلح و عدالت نه با تفنگ بلکه با قلم جاری شود.


تاریخ : دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 | 20:35 | نویسنده : ناصر آقاپور
1)در زبان فارسی کاربرد کلماتی مثل« شاعره ، مدیره ، محترمه ، این جانبه و...» برای زن نامناسب است چون بر خلاف زبان عربی در فارسی ،صفت ها یی از این قبیل،برای زن و مرد یکسان به کار برده می شود و باید به شکل « شاعر، مدیر، محترم،این جانب و ...»استفاده شود.

2)همزه « ء»یکی از حروف الفبای فارسی است. این حرف مانند سایر حروف در خطّ فارسی حرکت گذاری نمی شود. بنابراین می نویسیم «رأی ، مؤسس ، جزء » و نمی نویسیم «رأًی ، مؤسس ،جزءِ »

3)به کار بردن نشانه ی جمع «ات»مخصوص واژه های عربی است واستفاده از آن برای کلمات فارسی درست نیست. مثلاً«تحقیق» کلمه ای عربی است و اگر گفته شود «تحقیقات» درست است امّا کاربرد کلماتی مثل«پیشنهادات،گرایشات،گزارشات،سفارشات،فرمایشات و...»نادرست است و باید گفته شود«پیشنهاد ها ،گرایش ها ،گزارش ها ،سفارش ها،فرمایش ها و...».

4)نشانه ی « تنوین» مخصوص کلمات عربی است و کاربرد آن ها با کلمات فارسی نادرست است .مثلاً واژه ی«شخصاً» درست است زیرا« شخص »عربی است امّا واژه هایی چون«گاهاً،ناچاراً،جاناً ،زباناً،دوماً،سوماً و...» نادرست است و به جای آن ها باید«گاهی ، به ناچار ،جانی ،زبانی،دوم،سوم و...»را به کار برد.

5)گاهی به جای جمله ی دعایی«صلّی الله علیه و آله»به اختصار می نویسیم(ص)0هنگام خواندن این نشانه اختصاری باید بگوییم«صلّی الله علیه و آله» زیرا اگر علیه را از جمله حذف کنیم وفقط بگوییم«صلّی الله» معنی جمله ی عربی ناقص می شودومعنای آن چنین می شود:«پیامبر که- درود خداوندباد- فرمود:...»

6)معمولاًکلماتی که جمع مکسر هستند نباید دوباره جمع بسته شوند بنابراین به جای این که بگوییم و بنویسیم«اخبارها،خواص ها،اخلاق ها،کتب ها، طرق ها،حواس ها،اولادهاو...»می گوییم و می نویسیم «اخبار،خواص،اخلاق،کتب،طرق،حواس،اولادو...»

7)وقتی از اصطلاح «به قول معروف »استفاده می کنیم حتماً بعد از آن باید کنایه،ضرب المثل،حکمت ویا سخنان برجسته بیاید نه یک مطلب معمولی؛مثلاً اگر بگوییم«آن قدراین جا ایستادم که به قول معروف خسته شدم »درست نیست امّا می توانیم این جمله را این گونه اصلاح کنیم«آن قدر این جا ایستادم که به قول معروف زیر پایم علف سبز شد».

8)کاربرد کلمه ی«علیه»درست است نه«برعلیه» زیرا «علیه»یعنی «برضد او»و«برعلیه»یعنی                « بربرضداو»که نادرست است پس به عنوان مثال می توان گفت«اوعلیه کسی اقدام نکرد».

9)بهتر است به جای«ی»میانجی کوچک«ء»در برخی واژه ها، شکل بزرگ آن رابه کار ببریم ؛مثلاًبه جای «خانهءما»ویا«قصهءزیبا »بنویسیم«خانه ی ما »و«قصه ی زیبا» زیرا«ی»میانجی کوچک به حرف همزه شباهت دارد و موجب بدآموزی می شود.

10)نشانه ی«یّت»مخصوص کلمات عربی است و کاربرد آن با کلمات فارسی جایز نیست؛مثلاًاگربگوییم و بنویسیم«بشریّت،انسانیّت،مدیریّت»صحیح است امّا نمی توانیم واژه هایی مثل«خوبیّت،شهریِّت،رهبریّت، آشناییّت،منیّت و...»را به کار ببریم زیرا«خوب،شهر،رهبر،آشنا،من و...»فارسی هستند.

11)کلماتی مانند«املاء،انشاء،امضاء،اجراء،استثناء،اهداء و...»عربی هستند و در زبان فارسی باید بدون همزه ی پایانی و به شکل«املا،انشا،امضا،اجرا،استثنا،اهداو...»به کار برده شوند.

12)کلماتی مثل«حُسن خوبی،سوابق گذشته،فینال آخر،مدخل ورودی،گردن بند گردن،پارسال گذشته،قند شیرین،پس بنابراین،سایرشهرهای دیگر،سال عام الفیل،شب لیلةالقدر و...» دارای «حشو»یعنی تکرار زاید هستند و کاربرد آن ها نادرست است.به عنوان نمونه در«سال عام الفیل»هم واژه ی«سال» و هم واژه ی «عام» هردو به یک معناست بنابراین یکی از آن ها زاید است.هم چنین در«شب لیلةالقدر»هم«شب»وهم «لیلة»هر دو به یک معناست و یکی از این دو زاید است.

13)واژه ی«برخوردار»به معنی «بهره مند»است و در جایی به کار برده می شود که مفهوم مثبت و مفید داشته باشد؛مثلاًدر عبارت «او از سلامت کامل برخوردار است»کلمه ی «برخوردار» در معنی صحیح خود به کار رفته است امّا اگر بگوییم«این بیمار از ضعف و کم خونی برخوردار است»نادرست است.

14)«حقّ»و کلمات دیگری که در زبان عربی تشدید پایانی دارند؛مانند«سدّ،حدّ،مستحقّ و...»زمانی در فارسی تشدید می گیرند که بعد از آن کسره بیاید؛مانند «حقِّ من،سدِّ کرج،مستحقِّّّّّّ کمک و... » در غیر این صورت به تشدید نیازی ندارند.



تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2