تبلیغات
ترنم - مطالب فروردین 1394
تاریخ : دوشنبه 31 فروردین 1394 | 21:06 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


موسیقی گوش نوازی از داخل کوچه کوچک اما با صفای ما به گوش می رسید:چکه،چکه،چکه،آری این صدای قطرات باران بود که از آسمان فراخ خداوند بر زمین می بارید.

قطرات باران نشانه بزرگی و رحمت خداوندهستند، هنگامی که می بارند به دل فرتوت زمین صفا  می دهند و به دل وسیمای گیاهان تشنه طراوت وسرسبزی می بخشند.

این قطرات اگر چه کوچک اند ولی در دل کوچک وترشان هزاران درس پاکی است،واین سیاهیِ دل هر آدمی را می شوید. همان طور که خود باران آنقدرپاک ومنزه است که وقتی می بارد زمین را از هرگونه آلایشی پاک می کند.

باران می بارد ودر دل سیاه زمین نفوذ می کند،می رویاند ،سیراب می کند، وگیسوان ژولیدهء هزاران درخت تشنه را با ترنم شانه می کند ،وبه دست باد می سپارد.تا عطرشان جهان را فرا گیرد.

ترنم ونوای این قطرات به ظاهر کوچک چنان آدمی را محو خود می کند که بی اختیار لب به شکرش می گشاییم، وسر بر خاکش می نهیم ،وبا تمام وجود سپاسش می گوییم.

این بلور های باران اگر چه کوچک اند ولی آنقدر ستبر وستوارندکه غبار و آلودگی را از زمین می ستایندوبه ما این درس را می آموزند که ناپاکی هار از زندگی دور کنیم، وبا باران اشک زمین دل را طراوتی دیگر بخشیم تا گل لبخند درآن بروید ،



تاریخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 19:20 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

1-مبالغه: گاه شاعران ونویسندگان برای افزودن برتاثیر وقدرت سخن خود،رویدادهارا بسیار بزرگ تراز آنچه  

هست ،توصیف می کنند. به این گونه بزرگ نمایی در بیان حوادث، مبالغه می گویند.

    خروشید وجوشید وبرکند خاک                             ز سمّش زمین شد همه چاک چاک

در این بیت ،شاعر در جوش وخروش اسب مبالغه کرده است.

       بزد تیغ وبنداخت از بر،سرش                      فرو ریخت چون رود خون از برش

در این بیت ،شاعر در چگونگی جاری شدن خون اژدها مبالغه کرده است.

2-کنایه:وقتی درباره ی مطلبی به طور غیر مستقیم صحبت می کنیم ،به آن کنایه می گوییم. کنایه سخنی   

است که دو مفهوم دور ونزدیک دارد ومقصود گوینده ،معنای دور آن است.

از هفت خان رستم گذشته است . کنایه از پشت سر گذاشتن مراحل دشوار وسخت است .

درپوستین کسی افتادن، کنایه از غیبت کردن است.

در خانه ی او همیشه باز است، کنایه از مهمان نوازی اوست.

3-تشبیه: مانند کردن کسی یا چیزی به کسی یا چیزدیگر را تشبیه می گویند.

شهید چون شقایق سرخ است ،شاعر شهید را به گل شقایق تشبیه کرده است.

مادر ای آفتاب هستی بخش ، مادر به آفتاب هستی بخش تشبیه شده است.

4-تشخیص(انسان نمایی) گاهی شاعر یا نویسنده برای اثر بخشی بیشتر ،زیباترساختن وساده تر کردن   

مفاهیم شعر ونوشته ی خود از زبان موجودات واشیا سخن می گوید. واعمال انسانی رابه آن ها نسبت        

می دهد.

غنچه با دل گرفته گفت : زندگی لب ز خنده بستن است.  که در عالم واقع غنچه سخن                            

نمی گوید                                                                 

دانه آرام بر زمین غلتید                        رفت وانشای کوچکش را خواند

که در عالم واقع ،دانه توانایی خواندن انشا را نداردو ولی در عالم خیال می تواند.

5-مناظره: گاهی در یک نوشته یا شعر شخصیت های انسانی یا غیر انسانی به صورت پرسش وپاسخ ویا      

بحث ومجادله به گفت وگو     می پردازند ،به این کار مناظره می گویند.

گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سرآید                   گفتم که ماه من شو ،گفتا اگر برآید

گفتم زماه رویان رسم وفا بیاموز                       گفتا ز خوب رویان این کار کم تر آید

6- تضادوطباق:  گاهی شاعر یانویسنده در شعر یا نوشته ی خود کلمات متضاد می آورد که موجب زیبایی  

ولطافت سخن می شود. که به ای آرایه تضاد یا طباق می گویند.

سکوت پاک شما ،نازم ای سگان وددان          که هرچه می کشم از های وهوی انسانی است.

در این بیت ، بین کلمات "سکوت ،وهای وهوی" تضَاد هست.             

به نیستی وفنا می گریزم از هستی               که لحظه ها همه آبستن پشیمانی است.    موسوی گرمارودی

در این بیت بین کلمات" نیستی وهستی" تضاد هست

هرچه زود برآید، دیر نپاید.    گدای نیک انجام ،به از پادشاه بد فرجام. سعدی



تاریخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 19:19 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

رحمت الهی به سوی زمین و زمینیان سرازیر می شود ،جوی ها ونهرها پر آب می گردد ،زمین سیراب می شود و درختان و گیاهان طراوتی دوباره می یابند ،غبار ها وآلودگی ها زدوده شده وهوا تمیز می شود،عطر باران همه جا را فرا گرفته وطبیعت جلوه ای زیبا پیدا می کند .

وقتی صدای باران می اید،دلهای آدمیان به ویژه مومنین خدا روشن وشاد می گردد گویی قطرات باران غبار درون را نیز از وجود آنان شستشو داده وجان خسته اشان را حیاتی دوباره می بخشد.

صدای نم نم باران ترنم دلنشینی است در گوش جان آدمیان که درهای عظیم رحمت الهی به رویتان گشوده شده وعشق با بندگان خویش آغاز گردیده است .پس بخوانید تا استجابت کند شما را.

صدای باران که می آید دل ها به حضرتش نزدیک تر می شود واحساسی زلال آدمی را به سویش فرا می خواند انگار که دستان پر مهر او این بار می خواهد با قطرات باران نوازش گر سر و روی بندگان خویش باشد. آن گونه که مادری مهربان عاشقانه کودک دلبند خود را نوازش می کند .

باران نه تنها رحمت ،که مایه تطهیر است ؛نشانه است ،نشانه ای محکم برای آنانی که می خواهند قلب ها را جلا دهند ودل ها را از هر چه سیاهی ،پاک کنند تا در سایه ی این پاکی بتوانند پاک بخورند پاک بیاشامند، پاک ببینند،پ.اک بشنوند،پاک بیندیشندوپاک زندگی کنند تا رستگار شوند.

 



تاریخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 19:10 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

غرقۀ شکوه واعجاز زیبایی خلقت بودم که ناگهان نوازش لطیف وخنکی رادر لای انگشتان پاهای برهنه ام احساس کردم    آب جوشش چشمه ها إ

متخصّصان ودانشمند ان جهانی مجبور شده اند اعتراف کنند که جوانان ما با پشتوانۀ ایمان وهمّت وغیرت ، توانسته ا ند استعداد جوشان وپنهان خود را آشکار کنند .

کتاب پر راز ورمز آفرینش وشگفتی های طبیعت ، سرشار از دزس ها واندرزهاست . اگر نیروی جوانی وشادابی وچالاکی این دوره را با تامّل ، تفکرّ وبصیرت همراه کنیم به شکوفایی خواهیم رسید .

به شماجوا نان به عنوان فرزندان عزیز وپاره ی دل این ملت .... می گویم :عزیزان من کارکنید;امروز دشمنان نمی خواهند دانشگاه ها و درس ومدرسه و معلم باشد .

نوشتن به خط خوش و یادگیری مهارت های دلنشین هنری و آفریدن نوشته ها و تصاویر زیبا ˛زندگی رااز شکوفه های محبت وامید به آینده شرشار می سازد.

کسی در زندگی موفّق است که اکنون وفرصت حال را در یابد وهمیشه فکر کند که بهترین فرصت من امروز است ، امروز را به فرد ا افکندن وبه امید آینده نشستن ، کار درستی نیست .



تاریخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 18:41 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

چیزی که سرنوشت انسان را می سازد؛

                                      "استعدادهایش" نیست ،

                                                                    "انتخابهایش" است ...



تاریخ : دوشنبه 17 فروردین 1394 | 18:32 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
ژول ورن نویسنده و آینده‌نگر فرانسوی بود که کتابهای زیادی با مضمون علمی-تخیلی نوشت.

رمان های ژول ورن را اگر پرخواننده ترین داستان ها ندانیم، بی تردید آن ها را باید از پرطرفدارترین داستان ها دانست. ژول ورن در سال ۱۸۲۸ میلادی و در کشور فرانسه متولد شد. او از کودکی دارای تخیل و قوه ی ابتکار بسیار بالایی بود. آرزوهای بسیار در سر داشت از جمله آن که مانند آن چه بعدها در داستان هایش نشان داد، سفرهایی ناشناخته انجام دهد.او هنگامی از سفر به هوا و فضا و زیر دریا در داستان‌های خود سخن گفت که هنوز بشر نتوانسته بود وسایل و امکانات چنین سفرهایی را فراهم کند.

یکی از کارهای عجیب او این بود که در یازده سالگی بدون اطلاع والدینش آماده ی سفر به سوی هند شد؛ اما در آخرین لحظه ها، پدرش از راه رسید و او را از کشتی پیاده کرد. ژول ورن در جوانی طبق میل پدرش و خلاف علاقه ی خود، در رشته ی حقوق تحصیل کرد؛ اما پس از پایان تحصیلات از راه نویسندگی، که علاقه و انگیزه ی واقعی او بود مختصر درآمدی کسب می کرد و به همین دلیل زندگی را به سختی و در تنگدستی می گذراند.

داستان های ژول ورن، داستان هایی علمی- تخیلی هستند. او ساعت های زیادی را در کتاب خانه های پاریس به مطالعه ی کتاب های علمی مشغول می شد. سرانجام نخستین کتاب خود با عنوانپنج هفته در بالن” را با همکاری نشر “هتزل” منتشر کرد. کتابی که به دلیل سبک و موضوع کاملاً جدیدش توجه هیچ یک از انتشارات پاریس را به خود جلب نکرد؛ اما سرانجام با همکاری نشر “هتزل” و با کمال خرسندی و علاقه ی ناشر آن ، منتشر شد. همکاری ژول ورن و “هتزل” ادامه یافت و همین همکاری او را از تنگدستی نجات داد. به این ترتیب ژول ورن که در ابتدا کسی آثارش را نمی شناخت، پس از مدتی دارای چنان شهرتی شد که کتاب هایش به بسیاری از زبان های خارجی ترجمه شدند.

او برای نوشتن داستان های علمی و تخیلی خود، علاوه بر این که داستان نویس چیره ای بود از سایر علوم شیمی، فیزیک، نجوم و نیز غافل نماند. در داستان هایش اشیاء و اختراع های بسیاری را معرفی کرد که در زمان خود دست نیافتنی و باورنکردنی بودند؛ از آن جمله می توان به هلیکوپتر،زیردریایی، بالن و اشاره کرد.

او همیشه به دنبال موضوع های جدید و جالب توجه می گشت و در این کار تلاش بسیاری می کرد. هم چنین رمان های او از دقت نظر بسیاری نیز برخوردار بودند. چنان چه خود او در یکی از مصاحبه هایش با یکی از روزنامه های لندن می گوید که هدف او از نوشتن این داستان ها، جذاب کردن برخی از علوم از جمله جغرافیا بوده است و در اجرای این هدف نیز دقت عمل بالایی داشته است.

رمان های “دور دنیا در هشتاد روز” و “جزیره ی اسرار آمیز” گواه این حقیقت اند. سرانجام او در سال ۱۹۰۵ و در سن ۷۷ سالگی چشم از جهانی فرو بست که آن را نیز در کمال اعجاب به تصویر کشیده بود.

برخی از مهم ترین آثار او عبارتند از:

1-پنج هفته در بالن   2 _ سفر به مرکز زمین  3 - سفر به مدار ماه   4- بیست هزار فرسنگ زیر دریا   5- دور دنیا در هشتاد روز  6- جزیره ی اسرارآمیز   7- جزیره‌ای در آتش  8- اژدهای دریایی  9- خانه ی متحرک  10- سفر پر ماجرا    11-   سرزمین تاریکی



تاریخ : شنبه 15 فروردین 1394 | 20:29 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

ازادی خواه :دوستدار آزادی  

  یک صدا : متحد

سلام الله علیها : سلام خدا بر او باد

کوره راه :راه باریک و دور افتاده

سرفراز :سربلند

مزدوران : کسانی که در برابر پول به بیگانگان و دشمنان کمک می کنند

خان : لقب مالکان زمین

نا جوان مردانه :غیر اخلاقی و ناپسند

از پا در آمد :نابود شد

دلاور:دلیر

مکتب خانه : جایی که کودکان به شیوه ی سنتی آموزش  می دیدند

ختم :پایان 

حوزه علمیه :مرکز آموزش علوم دینی

تاسیس:به وجود آوردن

فروتن : کسی که در رفتارش غرور نباشد

خوش بیانی :دلنشینی کلام

جذاب : دوست داشتنی

اعتقاد: باور داشتن چیزی

تاثیر: اثر گذاشتن بر چیزی

علما:دانشمندان

مرجعیت:رهبری

نهضت: :جنبش /حرکت

تظاهرات:راهپیمایی

تبعید:دور کردن یابیرون کردن کسی از شهر ویا کشورش

طرز:شیوه /روش

مرموز:‌مشکوک/نامعلوم

تالیف: نوشتن

استعمارگر : کشوری قوی که کشور ضعیف را به بهانه آباد کردن اشغال میکند

برافراشته : بلند کرده

ممنوع: منع شده

ناگزیز: ناچار فعال:کوشا

اعتصاب:دست از کار کشیدن

استقبال: پیشواز

نظام:سیستم/دستگاه حکومتی

واژگون:سرنگون / به هم ریخته 

پایه گذاری :به وجود آوردن

محبوب: دوست داشتنی

میراث: آن چه از مرده باقی مانده  است .



تاریخ : شنبه 15 فروردین 1394 | 20:17 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

داستانک رنج های زندگی

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید
تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟
آهنگر سر به زیر اورد و گفت:
وقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم،یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.سپس آنرا روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.اگر به صورت دلخواهم درآمد،می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود،اگر نه آنرا کنار میگذارم.
همین موصوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم که خدایا ، مرا در کوره های رنج قرار ده ،اما کنار نگذار.


تاریخ : جمعه 14 فروردین 1394 | 19:03 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
دل نوشته ای زیبا برای خداوند...

خداوندا
در نقاشی زندگیم
تو خورشید هستی
همه جا بی تو تاریک وسرد است
ومن دانه ای کم ارزشم
که گاه با بارانی از جانب تو جوانه می زند وگاه از بی توجهی خود به بارانها می خواهد بپوسد و خاک شود ایا روزی درخت خواهم شد؟

خداوندا
در ریاضیات، تو بی نهایت هستی
ومن متغیری حقیقی هستم که هرگز بی نهایت نمی شود اما می تواند درحد خودش به بی نهایت میل کند

خدایا کاش در زندگیم
هدف باشی
امیدت توان راه باشد وخودت یاور راه
عشقت گرمی دل باشد و نورت روشنی چشمانم
تنهایم نگذار که بی تو راه گم کرده ای پریشانم



تاریخ : جمعه 14 فروردین 1394 | 19:03 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : چهارشنبه 12 فروردین 1394 | 12:01 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : چهارشنبه 12 فروردین 1394 | 11:58 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : چهارشنبه 12 فروردین 1394 | 11:54 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
آخرین روز سال 66 بود . اوج عملیات والفجر 10 . گردان ابوذر در منطقه شمال غرب کشور ، در شهر حلبچه عراق در حال درگیری با دشمن بود . چند دقیقه‌ای دیگر به تحویل سال 1367 نمانده بود. بچه‌ها حدود چندین شبانه روز بود که خواب به چشمشان نرفته بود حسابی خسته و بی‌حال بودند ، اما دوست داشتند که مراسم ملی و سنتی تحویل سال را هر چند بسیار ساده برگزار نمایند . یکی از بین آنها گفت : «‌ اگه هفت سین داشتیم الآن سفره عید مینداختیم » . با شنیدن این سخن حبیب قنبرنژاد بلافاصله یک قوطی کنسرو از کوله پشتی خود بیرون آورد و گفت : « این ماهی سفره هفت سین » هادی رحمانیان هم سُمبه اسلحه را بیرون آورد و گفت : « اینم یکی دیگر از سین‌های سفره هفت سین » بقیه بچه‌ها هم هر کدام سینهای دیگری آماده کردند . مثل سیم چین ، تکه‌ای سیم خاردار ، سرنیزه و سکه 10 ریالی همه را گذاشتند وسط ، یکی هم چفیه‌اش را پهن کرد و گفت : « اینم سفره » اما هنوز هفت سین کامل نشده بود . رزمنده دیگری  قمقمه‌ی آبش را آورد و گذاشت وسط سفره و گفت : « قبول کنین هفت سین امسالمان ، سینی کم داشته باشه » هادی خندید و در حالی که قرآن جیبی‌اش را می‌بوسید آمد جلو آن را وسط سفره قرار ‌داد و گفت : « باشه قبوله، همین که تو این وضعیت دل دوستمون به دست اومد و سفره هفت سین آماده شد خودش خیلیه » . چون نزدیک تحویل سال بود بچه‌ها به سرعت سفره را چیدند . در حالی که توپ و تانک و رگبار از سمت دشمن به سوی آن‌ها شلیک می‌شد با خلوص نیت دعای یا مُحَوِل الحول و .... را خواندند . سال تحویل شد بچه‌ها با هم روبوسی کردند و سال جدید را به یکدیگر تبریک گفتند .

شیرینی در کار نبود ، بنابراین تصمیم گرفتند کنسرو ماهی درون سفره هفت سین را باز کنند و بخورند . کنسرو را با سرنیزه باز کردند اما نان نبود، اطراف را جستجو کردند . درون سنگر عراقی‌ها که به دست نیروها افتاده بود تکه نانی خشک پیدا کردند . آن را آوردند و هر کدام لقمه‌ای نان با کنسرو خوردند و خدا را شکر کردند بعد دوباره سمبه و سرنیزه و .... را به اسلحه‌های خود وصل کردند و به پیشروی به سوی دشمن ادامه دادند .  چند ماه بعد حبیب قنبرنژاد در منطقه شلمچه به شهادت رسید ، روحش شاد و یادش گرامی .

منبع : کتاب گردان ابوذر . مسعود فرشیدنیا




تاریخ : چهارشنبه 12 فروردین 1394 | 11:18 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

نوروز91,عیدنوروز1391,عید نوروز,عیدنوروز,نوروزباستانی,جشن نوروز

عید نوروز برابر با اول فروردین ماه (تقویم شمسی)، جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است.خاستگاه عید نوروز در ایران باستان می باشد و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران عید نوروز را جشن می‌گیرند.

امروزه زمان برگزاری عید نوروز، در آغاز فصل بهار است. عید نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.


زمان عید نوروز

جشن نوروز از لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود، و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است.


در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.

نوروز91,عیدنوروز1391,عید نوروز,عیدنوروز,نوروزباستانی,جشن نوروز

پیدایش عید نوروز

عید نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.


در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».


آداب و رسوم عید نوروز در ایران:

مراسم چهار شنبه سوری قبل از عید نوروز :یکی از آیینهای نوروزی امروز - که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد - " مراسم چهارشنبه سوری " است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال  گویند.


برگزاری چهارشنبه سوری، که در همهً شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال ( یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : " زردی من از تو، سرخی تو از من "، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو و عید  نوروز را با آسودگی و شادی آغاز کنند.


تا زمانی که از ظرف های سفالین چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده می شد، پس از خانه تکانی، کوزهً کهنه ای از پشت بام خانه به کوچه می انداختند؛


کوزه ای که در آن آب و چند سکه ریخته بودند. اسفند دود کردن و آجیل خودرن، فال گرفتن، " فال گوش " ( در کوی و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها برای نیت خود تفاًول زدن. ) و " قاشق زنی " ( معمولا زنان روی خود را می پوشانند و با قاشق، یا کلید به خانه ها در می زنند، صاحب خانه شیرینی، میوه و یا پول در ظرف آنها می گذارد. ) نیز از باورها و رسم هایی است که به ویژه در بین نوجوانان، هنوز به کلی فراموش نشده است.و این رسم ها و باورها در شهرهای مختلف با یکدیگر متفاوت اند.


نوروز91,عیدنوروز1391,عید نوروز,عیدنوروز,نوروزباستانی,جشن نوروز

خرید لباس برای عید نوروز

از یکی دو ماه به عید نوروز مانده مردم به بازار می روند و لباس عیدشان را می خرند.در گذشته مردم معمولا پارچه هایی را خریداری می کردند که رنگ روشن داشت و معتقد بودند اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهای دوشنبه یا جمعه قیچی کنند و نیز معتقد بودند که روز پنج شنبه ساعت سنگین است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود. روز سه شنبه اگر بریده شود نصیب دزد یا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسایل خانه نیز باید عوض شود و یا تمیز گردد. پختن نان شیرین از جمله کارهایی بود  که حتماً باید قبل از عید نوروز و برای عید انجام میگرفت.

سبز کردن گندم، عدس، تره تیزک، ده پانزده روز به عید نوروز مانده در خانه ها صورت می گیرد. در شیراز معمولا برای این کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس یا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی امام زمان می ریزند و به ترتیب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند .


خانه تکانی یا رفت و روب قبل از عید نوروز :

یکی دو هفته پیش از عید نوروز خانه تکاتی یا رفت و روب انجام می گیرد و مجدداً اثاثیه را جابه جا می کنند و گرد گیری می کنند و دوباره آنها را می چینند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند.


سفره هفت سین و ساعت تحویل سال

برای تحویل سال در یکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پیش از هر چیز آیینه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سین را می گذارند. 

هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی . علاوه بر هفت سین شمع  و آینه  تخم مرغ و ... سر  سفره گذاشته میشود.

نوروز91,عیدنوروز1391,عید نوروز,عیدنوروز,نوروزباستانی,جشن نوروز

موقع تحویل سال همه اهل خانه باید با لباس نو بر سر سفره باشند اسپند نیز دود می شود و هر کدام از این ها فلسفه ای دارد. شمع برای روشنایی خانه و زندگی، قرآن نشان توجهی است که باید در آغاز سال به خداوند داشته، به علاوه در سال نو، صاحب قرآن یار و مددکار اهل خانه خواهد بود.


دید و بازدید عید نوروز

از بامداد نوروز دید و بازدیدها آغاز می شود در همه خانواده ها رسم است که به دیدار کسی که از نظر سن و شخصیت بر دیگران مزیت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبریک بگویند و او نیز عیدی که شامل سکه یا پول است به آنها بدهد. بعضی نیز صبح عید نوروز یک بشقاب گندم برشته که شامل: کنجد، گندم، شاهدانه، نخودچی و کشمش است به اضافه یک بشقاب نان شیرین به اضافه تخم مرغ رنگی یا سکه به کوچک ترها می دهند.


سیزده بدر (روز سیزدهم عید نوروز )

روز دوازده فروردین همه وسایل تهیه می شود و هر چه از شیرینی ها و آجیل ها باقی مانده برای صبح سیزده آماده می شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نیز هست. صبح سیزده فروردین همه دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف شهر می شوند و معتقدند در روز سیزده فروردین نباید در خانه ماند زیرا این روز نحس و بدیمن می باشد. روز سیزده پیش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد در عصر این روز ویژه سبزی گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشایش بخت خود این کار را می کنند.

عیدنوروز ، بر همگان مبارک باد.



تاریخ : سه شنبه 11 فروردین 1394 | 16:59 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
http://www.irannaz.com/images/2014/03/1/Photos-from-the-Special-Nowruz-greeting-card-93-4.jpg

تاریخ : سه شنبه 11 فروردین 1394 | 16:55 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
http://www.patugh.ir/up/2013/03/noroz-eyd-pstl_patugh.ir-5.jpg


تاریخ : سه شنبه 11 فروردین 1394 | 16:50 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.