تبلیغات
ترنم - مطالب اسفند 1393
http://kelkkhial.ir/storage/attachments/1/1348145683220675_orig.jpg


تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393 | 23:42 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
http://images.persianblog.ir/665548_CzdvorLQ.jpg


تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393 | 23:42 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
http://komalia.ir/uploads/bf890cd62aa395e84079f5ebc7b78ff9.jpg


تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393 | 23:40 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
http://up.4utanz.ir/up/4utanz/Pictures/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%20(9).jpg


تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393 | 23:37 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
http://8pic.ir/images/y71avmt68twdreo9rsd2.jpg


تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393 | 23:33 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393 | 23:16 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

۱- آلبرت انیشتن: در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت انیشتن او را عقب مانده
ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!!

۲- توماس ادیسون: که معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار وصد و پنجاه اختراع به جامعه بشریت عرضه کند که بیشتر آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!!

۳- بتهون: معلم او می گفت در طول زندگیش “اوچیزی یاد نخواهد گرفت”

۴- پیکاسو: یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند!!

۵- هیلتون: که مالک بیش از ۳۰۰ هتل در سرتاسر دنیاست در دوران کودکی برای گذران زندگی مجبور بود کف سالنها و هتل ها را طی بکشد!!

۶-
جیمز وات: که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیفش می کردند!!

۷- امیل زولا: نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی تنبل بود که در مدرسه از درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت!

۸- ناپلئون بنا پارت: مدرسه خود را با رتبه ۴۲ به عنوان یک دانش آموز غیر ممتاز ترک کرد!!

۹- لویی پاستور: در مدرسه یک محصل متوسط بود و در دوره لیسانس در درس شیمی بین ۲۲ نفر رتبه ۲۲ را کسب کرد!


تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393 | 15:31 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

معنی شعر یاد حسین فارسی هشتم صفحه 95

 

1-شد چنان از تَف دل کام سخنور تشنه       که ردیف سخنش آمده یک سر تشنه

از شدت گرمای دل چنان دهان شاعرتشنه گشت که تمام ردیف شعرش کلمه ی تشنه شد.

2-خشک گردیدهم از دود دل و دیده دوات                خامه با سوز رقم کرد به دفتر تشنه

از شدّت غم دل و اندوه فراوان، دوات خشک شد، قلم به جای جوهر با اشک و آه خود، تشنگی را بر دفترنوشت .

3-آه و افسوس از آن روز که در دشت بلا       بود آن خسرو بی لشکر و یاور تشنه

افسوس از  آن روز که در کربلا، آن پادشاه( امام حسین  ع ) بدون لشکر و بدون یار و یاور تشنه بود.

4-با لب خشک و دل سوخته و دیده ی تر         غرقه ی بحر بلا بود در آن بر تشنه

لب ، دل ، دیده : آرایه ی مراعات نظیر              بحر و بر: آرایه ی تضاد

با لبانی خشک و دلی سوخته و چشمانی اشکبار در آن بیابان در حالی که دچار مصیبت های زیادی شده بود لب تشنه بود.

5-همچو ماهی که فتد زآب برون ، آل نبی        می تپیدی دلشان ، سوخته در بر تشنه

مانند ماهی که از آب بیرون می افتد اهل بیت پیامبر دلشان از شدت تشنگی در سینه می سوخت و می تپید.

6-آل احمد همه عطشان ز بزرگ وکوچک        نسل حیدر همه از اکبر و اصغر تشنه

خاندان پیامبر(ص) و فرزندان حضرت علی(ع) از بزرگ تا کوچک همگی تشنه لب بودند.

7-تشنه لب کشته شود در لب شط از چه گناه ؟      آن که سیراب کند در لب کوثر تشنه؟

آن کسی که در بهشت همه تشنگان را سیراب می کند به کدامین گناه باید در کنار آب فرات در حالی که تشنه است ،کشته شود؟

8- برد عباس جوان ، ره چو سوی آب فرات    ماند بر یاد حسین (ع) تا صف محشر تشنه

وقتی که عباس جوان به آب فرات رسید به یاد تشنگی امام حسین (ع)تا قیامت تشنه ماند.

9-گشت ازکلک فدایی چو دلش دود بلند                 بر ورق کرد رقم بس که مکرر تشنه

از قلم فدایی مانند دلش آه بلند شد که پی در پی بر روی کاغذ کلمه تشنه را نوشت.

 

 



تاریخ : دوشنبه 18 اسفند 1393 | 21:42 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

  

اللّهمَّ اَخرِجنی مِن ظلماتِ الوَهم و اَكرِمنی بنورِ الفهم

 اللّهُمَّ افتَح عَلَینا أبوابَ رَحمَتِک و انشُر عَلَینا خَزائِنَ عُلومِک.

سلام و خسته نباشید خدمت شما فرهیختگان و دوستان عزیز بازدیدکننده از وبلاگ

 



تاریخ : چهارشنبه 13 اسفند 1393 | 11:15 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
 

هر كس چاهی برای برادردینی اش بكند، خوددر آن چاه می‌افتد.امام علی (ع)

چون كسی به دیگری بدی كند یا در مجلسی یك نفر از بدی‌هایی كه با او شده صحبت كند مردم

می‌گویند آنكه برای تو چاه می‌كند اول خودش در چاه می‌افتد. در زمان حضرت محمد(ص) شخصی

كه دشمن این خانواده بود هر وقت كه می‌دید مسلمانان پیشرفت می‌كنند و كفار به پیغمبر ایمان

می‌آورند خیلی رنج می‌‌كشید. عاقبت نقشه كشید كه پیغمبر را به خانه‌اش دعوت كند و به آن

حضرت آسیب برساند. به این منظور چاهی در خانه‌اش كند و آن را پر از خنجر و نیزه كرد آن وقت

رفت نزد پیغمبر و گفت: "یا رسول‌الله اگر ممكن میشه یك شب به خانه من تشریف ‌فرما بشید".

حضرت قبول كرد، فرمود: "برو تدارك ببین ما زیاد هستیم". شب میهمانی كه شد پیغمبر(ص) با

حضرت علی(ع) و یاران دیگرش رفتند خانه آن شخص. آن شخص كه روی چاه بالش و تشك انداخته

بود بسیار تعارف كرد كه پیغمبر روی آن بنشیند. پیغمبر بسم‌آلله گفت و نشست. آن شخص دید

حضرت در چاه فرو نرفت خیلی ناراحت شد و تعجب كرد. بعد گفت حالا كه حضرت در چاه فرو نرفت

در خانه زهری دارم آن را در غذا می‌ریزم كه پیغمبر و یارانش با هم بمیرند. زهر را در غذا ریخت آورد

جلو میهمانان،اما پیغمبر فرمود: "صبر كنید" و دعایی بخوانید وبسم‌الله بگویید و مشغول شوید"همه

از آن غذا خوردند. موقعی كه پذیرایی تمام شد پیغمبر ویارانش به راه افتادند كه از خانه بیرون بروند.

زن و شوهر با هم شمع برداشتند كه پیغمبر را مشایعت كنند. بچه‌های آن شخص كه منتظر بودند

میهمانان بروند بعد غذا بخورند، وقتی دیدند پدر و مادرشان با پیغمبر از خانه بیرون رفتند پریدند توی

اتاق و شروع كردند به خوردن ته بشقاب‌ها. پیغمبر كه برای آنها دعا نخوانده بود همه‌شان مردند.

وقتی كه زن و شوهر از مشایعت پیغمبر و یارانش برگشتند دیدند بچه‌هاشان مرده‌اند. آن شخص

ناراحت شد دوید سر چاه و به تشكی كه بر سر چاه انداخته بود لگدی زد و گفت: "آن زهرها كه

پیغمبر را نكشتند، تو چرا فرو نرفتی؟" ناگهان در چاه فرو رفت و تكه‌تكه شد. از آن موقع می‌گویند:

"چاه مكن بهر كسی اول خودت، دوم كسی" اگر همیشه بدنبال سنگ گذاشتن جلوی پای دیگران

باشیم ، خودمان از چاله های مسیر غافل می شویم و در درون یکی از آنها سرنگون می شویم .

                   



تاریخ : چهارشنبه 13 اسفند 1393 | 11:11 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

تشریحی
۱-مفهوم و معنی کامل بیت های زیر را بنویسید.
مندیش که دام هست یانه        برمردم چشم دیدن آموز

گرفتم آن گل وکردم خمیری        خمیری نرم و نیکو چون حریری

۲-معنی لغت های زیر را بنویسید.
صحن:                نصیب:              محفل:            عبرت نمودن:

تستی
۱-آرایه ی مقابل کدام گزینه نادرست است؟
۱) ای مرغک خرد زآشیانه / پرواز کن و پریدن آموز(تشخیص- مراعات نظیر)
۲)هرچه کنی کشت همان بدروی / کار بد ونیک چو کوه و صداست (تشبیه – تشخیص)
۳ )نارخندان ،باغ را خندان کند / صحبت مردانت از مردان کند (مراعات نظیر-تکرار)
۴)گرفتم آن گل و کردم خمیری /خمیری نرم ونیکوچون حریری(تکرار- تشبیه)
۲- مولف اثر در کدام گزینه درست ذکر نشده است؟
۱) افسانه: نیما یوشج                        ۲) سبک شناسی: ملک الشعرای بهار
۳)جامع التواریخ: فضل الله همدانی          ۴)سیاست نامه :ناصرخسرو
۳-فعل کدام گزینه اسنادی نیست؟
۱) که تو شیرمردی و من پیرزن                       ۲)بوی در دو گیتی زبد رستگار
۳)رام از چه شدی؟                                    ۴) میان شاعره ها تا کنون نظیرش نیست.
۴-درکدام گزینه مفرد واژه نادرست می باشد؟
۱) فواصل : فاصله                      ۲)قوافی : قافیه              ۳)الحان: لحن       ۴)مفاهیم : فهم
۵-درکدام گزینه مفعول بیشتری آمده است؟
۱) هرچه کنی کشت همان بدروی / کار بد ونیک چو کوه و صداست
۲) به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود / نیرزد آن که دلی را زخود بیازاری
۳) هجوم فتنه های آسمانی / مرا آموخت علم زندگانی
۴) شو روز به فکر آب و دانه / هنگام شب آرمیدن آموز

۶- در شعر « یاد بعضی نفرات / رزق روحم شده است » مسند کدام است؟
۱) یاد                    ۲) بعضی نفرات                 ۳) روح             ۴) رزق روح
۷-عبارت زیر چند جمله است؟
«نیما ناگهان به خود می آید.هنوز گیج وغرق زیبایی شعر است.با دستپاچگی می گوید: ها ؟بله! زیبابود .گمان کنم شاعر آن ویکتور هوگو باشد.»
۱) شش جمله               ۲) هشت جمله            ۳)پنج جمله                ۴) هفت جمله
۸-کدام گزینه ترکیب وصفی«موصوف و صفت» می باشد؟
۱) نارخندان                      ۲)باغ ایران                     ۳)روح مردان               ۴) دست یزدان
۹-در کدام گزینه هردو فعل «امر ونهی» یافت می شود؟
۱) چوگل بشنید این گفت و شنودم / بگفتا من گلی ناچیز بودم
۲) مندیش که دام هست یانه / برمردم چشم دیدن آموز
۳) تاتوانی پیش کس مگشای راز / برکسی این در مکن زنهار باز
۴) شو روز به فکر آب و دانه / هنگام شب آرمیدن آموز
۱۰-در کدام گزینه گزاره بر نهاد مقدم شده است؟
۱) گرفتم آن گل و کردم خمیری                   ۲) آن که جان بخشید و ایمان خاک را
۳)رام تو نمی شود زمانه                            ۴)که بیچاره بودی در آغوش من
۱۱- بن یا شناسه در کدام یک از فعل های زیر درست نیست؟
۱) می گرفتند (گرفت- ند)                           ۲)شنیده ایم ( شنید – ایم)
۲) می کوشند (کوش – د )                         ۴)آوردید ( آورد – ید )
۱۲-در کدام قالب شعری قافیه های بیت با تعداد ابیات آن یکسان است؟
۱) غزل                          ۲)قطعه                   ۳) قصیده                ۴) مثنوی

۱) آیینه های دوستی                  ۲)چراغ علم
۳)مردم چشم                           ۴)دام بلا



تاریخ : چهارشنبه 13 اسفند 1393 | 11:09 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.