تبلیغات
ترنم - فارسی را پاس بداریم
تاریخ : پنجشنبه 4 خرداد 1396 | 18:39 | نویسنده : ناصر آقاپور

پروفسور فرانسوی "هانری ماسه" در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه چنین گفت:

من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و برای اینکه به شما استادان و روشنفکران جهان بشناسانم که این ادبیات عجیب چیست، چاره ای ندارم جز اینکه به مقایسه بپردازم ،كه بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است :

فردوسی// سعدی// حافظ// مولانا

·         فردوسی، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او...

·         سعدی، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و دانا تر از او...

·         حافظ با گوته آلمانى قابل قیاس است، که او خود را شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده، می شمارد .

·         اما مولانا... در جهان هیچ چهره ای را نیافتم که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند

او فقط شاعر نیست، بلکه بیشتر جامعه شناس است و بویژه روانشناسی کامل که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد.

قدر او را بدانید و بوسیله ی او خود را و خدا را بشناسید...

و من اگر تا پایان عمرم دیگر حرفی نزنم ، همین چند جمله برایم کافی است ...

چقدر این شعر زیباست:

باران که شدى مپرس این خانه ى کیست

سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست

باران که شدى، پیاله ها را نشمار

جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست

باران! تو که از پیش خدا مى آیی

توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست

بر درگه او چونکه بیفتند به خاک

شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست

با سوره ى دل، اگر خدارا خواندى

حمد و فلق و نعره ى مستانه یکیست

این بى خردان، خویش خدا مى دانند

اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار

در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست

گر درک کنى خودت خدا را بینى

درکش نکنى، کعبه و بتخانه یکیست...!