تبلیغات
ترنم - انشا /// عاقبت فرار از مدرسه
تاریخ : دوشنبه 1 خرداد 1396 | 11:57 | نویسنده : ناصر آقاپور


 مدرسه در زندگی ما  تاثیر زیادی دارد  زیرا به دلیل اینکه ما در مدرسه  خواندن و نوشتن را یاد می گیریم . انسان بی سواد مانند انسان کم بینایی است که نمی تواند جهان اطراف خود را به خوبی ببیند و درک کند  .

خیلی از دانش آموزان علاقه ای به مدرسه ندارند و ترک تحصیل می کنند به دلیل اینکه فضای مدرسه برای آن فضایی سنگین و خشک است و بودن در آن محیط برایشان کسل کننده است و گاهی سخت گیری های بیش از اندازه والدین باعث این کار می شود .

 دایی من اصلا به مدرسه و درس علاقه ای نداشت و معلمان نیز به دلیل نخواندن درس های دایی محمود را تحت فشار می گذاشتند  به طوری که از محیط مدرسه متنفر شده بود و در نهایت  از مدرسه فرار  و  ترک تحصیل کرد .در بیرون از خانه مشغول به کار شدتا بتواند مخارج زندگی خانواده اش را تامین بکند . 

اما متاسفانه به دلیل این که کم سواد  بود و مدرک تحصیلی خوبی نداشت و در نهایت مجبور شد برای در آوردن پول و مخارج زندگی خود  کارگری کند و با حقوقی بسیار کم و بدون بیمه  و پشتوانه ، زندگی خود را با سختی  بگذراند و او همیشه حسرت درس نخواندن خود را می خورد و همیشه به من می گوید  که کار اشتباه او را تکرار نکنم زیرا عاقبت فرار از مدرسه و تنبلی عاقبتی همچون دایی من خواهد داشت .