تبلیغات
ترنم - هشتم /// مقایسه برخاستن از خواب در صبح روستا با بیدار شدن از خواب در شهر


 در یک صبح بهاری در روستای کوچکمان با صدای جیک جیک گنجشک ها  بیدار می شویم  و به کنار پنجره می رویم و پنچره را باز می کنیم و با یک نفس عمیق هوای سالم و پاک  روستا را تنفس می کنم و به ابر های  در اسمان ؛خورشید نورانی  به طبعیتی زیبا و سر سبز  به کوه های استوار و درخت های  بلند و زیبا نگاه می کنم و در دل به این همه زیبایی و پاکی شکر می گویم.

در صبح روز بهاری در شهر شلوغ و پرهیاهو و پر صدا  با بوق ماشین های بزرگ و کوچک از خواب بیدار می شویم   با نگاه به پنچره  می بینیم  هوای شهر چه آلوده  هست و پنجره را باز می کنیم  و با باز کردن پنچره  هوای کثیف و آلوده شهر داخل اتاق می آید  .. به ابرهای سیاه و خشن به خورشید  که پشت ابر ها قایم شده  به ساختمان های بلند  به ماشین های زیاد و ترافیک  سنگین و بوق ماشین ها نگاه می کنیم  و در دل خود می گویم که ای کاش من همان بچه روستایی بودم و در ان جازندگی می کردم.