تبلیغات
ترنم - بازنویسی حکایت
تاریخ : دوشنبه 1 خرداد 1396 | 11:48 | نویسنده : ناصر آقاپور


 در روزگار انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر به نزد او رفت .         

انوشیروان گفت ای وزیر تو همه چیز را  می دانی ؟

 بزرگمهر خجالت زده شد و گفت : نه ای پادشاه..

انوشیروان گفت : پس چه کسی همه چیز را می داند ؟

 بزرگمهر گفت: کسی که همه چیزرا میداند هنوزاز شکم مادری به دنیا نیامده هست.

یعنی (انسانی) وجود ندارد که همه چیز را بداند.