تبلیغات
ترنم - انشا هشتم /// زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

ترنم - انشا هشتم /// زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

*** (( حمایت از کالای ایرانی ))) ***

*** (( حمایت از کالای ایرانی ))) ***

ترنم - انشا هشتم /// زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد *** (( حمایت از کالای ایرانی ))) ***


در زمان های قدیم در یک گوشه ای از این دنیا شهری بود با آدم های گوناگون و مختلف و  در میان آنها پسری بازیگوش و سر به هوا بود که با حاضر جوابی و بی احترامی به بزرگ تر ها دل خیلی از آنها را رنجانده بود و بزرگان شهر از دست این پسرک زبان دراز عصبانی و خسته شده بودند .

در یکی از این روز ها پادشاه شهر برای سر کشی شهر و مردمان خود از قصر خارج شده بود و وارد شهر شد . در شهر همه مردم به کار ی مشغول بودن و اوضاع خوب و عالی پیش می رفت  که در این میان پسرکی بازیگوش را دید که کنار هر آدمی که رد می شد او را به مسخر ه می کرد و به او می خندید

پادشاه از دور نظاره گر رفتار زشت این پسرک بود تا این که پسرک به نزدیکی پادشاه رسید و با بی ادبی و تمسخر با پادشاه رفتار کرد و پادشاه که دیگر بسیار از بر خورد پسرک عصبانی شده بود به سربازان خود دستور داد تا پسرک را دستگیر کرده و به زندان  ببرند .اما دوباره پسرک فریاد زد و با صدای بلند به پادشاه و سربازان توهین کرد و ناسزا گفت  پادشاه که چنین دید صبرش تمام شد و دستور داد تا سر از بدن این جوان بد زبان  جدا کنند تا سزای چنین فرد بدسخن به همه مردم شهرشان داده شود و این  چنین بود که گفته اند : زبان سرخ سر سبز دهد بر باد .



تاریخ : دوشنبه 1 خرداد 1396 | 11:28 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.