تبلیغات
ترنم - انشا هفتم // بار کج به منزل نمی رسد
تاریخ : دوشنبه 1 خرداد 1396 | 11:23 | نویسنده : ناصر آقاپور


در زمان های قدیم پسر جوان و بازیگوشی در روستایی زندگی می کرد  که از قضا دستش کج بود و دزدی می کرد و سر اطرافیان خود را کلاه می گذاشت  اما هر چه قدر دزدی می کرد و حق دیگران  را می خورد نه خانه خوبی داشت و نه غذا درست حسابی  برای خوردن داشت و  همیشه بدهکار بود  و از نظر مالی مشکل داشت روزی کیسه ای  پول  دزدیده بود و از دست سربازان در حال فرار بود  بعد از دویدن زیاد و تنگی نفس و رهایی  از دست سرباز ها در گوشه ای خلوت ایستاد  تا نفسی تازه کند و دوباره فرار کند  . در همان حال  وقتی دست در جیب خود  کرد تا از وجود کیسه اطمینان پیدا کند . هر چه قدر گشت اما کیسه ای در جیب  او نبود پیر مردی که در  حال نگاه کردن رفتار پسر جوان بود  گفت ای جوان ،  از قدیم اینطور گفته اند که بار کج هیچ وقت به منزل نمی رسد .