تبلیغات
ترنم - لالایی مادر
تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 | 13:11 | نویسنده : ناصر آقاپور

مادر چه کلمه زیبا و پر معنایی ، مادر مظهر و نماد از خود گذشتگی و ایثار ، به راستی که بهشت زیر پای مادران است ، ما همیشه این سخن را از بزرگان شنیده و می شنویم ، جمله ای که همیشه طراوات و شادابی خودش را از دست نمی دهد و روز به روز پر فروغ تر و روشن تر می شود . وقتی دبیر ادبیات مان، انشایی با   موضوع لالایی مادر برایمان داد به یاد گذشته افتادم زمان مثل برق به عقب باز گشت ومرا به یاد آن تصادف وحشتناک چند سال قبل انداخت که من آن فرشته و نگهبانم را از دست دادم و در این دنیا تنها شدم . هنوز آن نگاه زیبا و مهربان مادرم از جلو چشمانم محو نمی شود . صدای گرمش که به همه امید و آرزو را هدیه می داد فراموش نشدنی است . بعضی وقت ما از روی نادانی قدرش را نمی دانیم و وجودش را احساس       نمی کنیم اما بقول مادر بزرگم چه زود دیر می شود . من اکنون حاضرم کل دنیا را بدهم و یک لحظه قیافۀ  مهربان و دوست داشتنی مادرم را ببینم اما افسوس و هزاران افسوس ! 
هر شب خوابش را می بینم و امشب هم او را دیدم مثل قبل با چهره ای شاد و مهربان ، او آمده بود برایم لالایی بخواند تا دلبندش بخواب برود و احساس بی مادری نکند البته در این کارش هم موفق شد . من به خواب آرامی فرو رفته بودم و خواب هفت پادشاه را می دیدم و هزاران آرزوهای زیبا و دست نیافتنی دیگر.
 باصدای مادر بزرگم از خواب بیدار شدم اما همه چیز خواب بود و آن عزیز سفر کرده پیش ما نبود . اشک و بغض در چهره ام هویدا بود و از صد فرسخی داد می زد . مادر بزرگ همه چیز را فهمیده بود . او گفت : امروز روز پنج شنبه است انشا الله بعد از ظهر به وادی رحمت می رویم و برای تمام عزیزان از دست رفته مان فاتحه ای می خوانیم و از خداوند برای آنها طلب آمرزش            می کنیم.