تبلیغات
ترنم

  

اللّهمَّ اَخرِجنی مِن ظلماتِ الوَهم و اَكرِمنی بنورِ الفهم

 اللّهُمَّ افتَح عَلَینا أبوابَ رَحمَتِک و انشُر عَلَینا خَزائِنَ عُلومِک.

سلام و خسته نباشید خدمت شما فرهیختگان و دوستان عزیز بازدیدکننده از وبلاگ

 



تاریخ : چهارشنبه 13 اسفند 1393 | 10:15 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : سه شنبه 16 آذر 1395 | 22:52 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : سه شنبه 16 آذر 1395 | 22:50 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


1)      شخص پیری که لباس پشمی خشنی پوشیده بود و با خود كوله باری از خار و خاشاک را می برد .

2)     آن پیرمرد در هر قدمی كه برمی داشت خدا را شكر می كرد .

3)    ای خدایی كه این آسمان را برافراشته ای و ای كسی كه آرامش دهنده دلهای غمگین هستی.

4)     وقتی كه تمام وجودم را نگاه می كنم می بینم كه همه نوع بزرگواری در حق من كرده ای.

5)    خوش بختی و سعادت را در مقابل چشمان من قرار داده ای و بزرگی رامانند تاجی بر سر من نهادی .

6)     من در اندازه ای  نیستم كه بتوانم شكرگزار نعمت های تو باشم .

7)    نوجوانی خودخواه و مغروری به پیرمرد نزدیك شد.

8)    جوان مغرور  وقتی شکر و سپاس پیرمرد را شنید ، به او گفت : ای پیرمرد نادان ساکت باش.

9)     تو خار کشی می کنی و لنگان راه می روی ! بخت و اقبال و بزرگی تو کجاست ؟

10)   تو عمرت رادرخاركشی تلف کرده ای و هنوز تفاوت خواری و سربلندی را نمی دانی ؟

11)      پیر گفت چه سربلندی ازاین بهتر كه محتاج به نامردی چون تو نیستم .

12)   كه ای فلانی به من صبحانه یا شام بده و یا نان و آبی بده كه بخورم .

13) خدا را شكر می گویم كه مرا ذلیل نکرد  و به شخصی بی ارزشی چون تو محتاج نساخت .

14)  خداوند با وجود فقر و نداری به من آزادی و آزادگی بخشید .



تاریخ : سه شنبه 16 آذر 1395 | 22:42 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


الف) جناس تام : آن است که دو کلمه جناس از نظر شکل ظاهری و تلفظ کاملاً یکسان ، اما از جهت معنی با هم فرق دارند .
مثال : عشـق شـوری در نهـاد ما نهـاد ///جـان مـا در بوتــه ی سـودا نهــاد
(در مصرع اول نهاد اولی به معنای وجود و سرشت است اما نهاد دوم فعل وبه معنای قرار دادن است)
بهـرام که گور می گرفتی همه عمر /// دیدی که چگونه گور بهـرام گرفت
(گور اولی به معنای گوره خر و گور دومی به معنای قبر است)
بیا و برگ سفر ساز و زاد ره برگیر/// که عاقبت برود هر که او ز مادر زاد
(زاد اول به معنای توشه و زاد دوم به معنای ولادت است)
نکته : جناس هم در شعر و هم در نثر به کار می رود .


ب ) جناس ناقص : ۱- جناس ناقص اختلافی ۲- جناس ناقص حرکتی ۳- جناس ناقص افزایشی


۱- جناس ناقص اختلافی :
آن است که دو کلمه جناس در حرف اول ، وسط یا آخر با هم اختلاف داشته باشند .
مثال : تنگ است خانه ما را تنگ است ای برادر بر جای ما بیگانه ننگ است ای برادر
( تنگ و ننگ - تفاوت در حرف اول )
چوک زشاخ درخت خـویشتن آویختـه زاغ سیـه بـر دو بـال غالیه آمیخته ( آویخته و آمیخته - تفاوت در حرف وسط
۲- جناس ناقص حرکتی : آن است که دو کلمه جناس علاوه بر معنی در حرکت ( مصوت کوتاه ) نیز با هم اختلاف دارند .
مثال : ایـن چـه ژاژ است چه کفر است و فُشار/// پنبـــه ای در دهـــان خـــود فشــار
(فُشار به معنی سخن بیهوده است)
۳- جناس ناقص افزایشی : آن است که دو کلمه جناس علاوه بر معنی ، در تعداد حروف نیز متفاوت اند بطوری که یکی از کلمات جناس حرفی در اول ، وسط یا آخر نسبت به کلمه های دیگر اضافه دارد .
مثال: وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم ///دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم
(ناقص افزایش: خار (به معنای خار و خاشاک) و خاره (به معنی سنگ خارا است))
(ناقص اختلافی: باره و خاره)



تاریخ : سه شنبه 16 آذر 1395 | 22:40 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : سه شنبه 16 آذر 1395 | 22:37 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

·         بدان که مردم بی هنر مادام بی سود باشد: بدان که انسان بی فضل و دانش همیشه بی فایده است.

جهد کن که اگر چه اصیل و گوهری باشی ، گوهر تن نیز داری که گوهر تن از گوهر اصل بهتر بود: تلاش کن که اگر چه با اصل و نژاد باشی ، علم و هنر هم داشته باشی زیرا فضل و هنر از اصل و نژاد برتر است.

·         بزرگی خرد و دانش راست نه گوهر را: بزرگی به عقل و دانش است نه به اصل و نژاد

·         صحبت هیچ کس را به کار نیاید: برای هم صحبتی و دوستی هیچ کس سودمند نیست.

·         چنگ در وی زن و از دست مگذار که وی همه را به کار آید: به او متوسل شو ( یاری بگیر) و او را از دست مده زیرا او برای همه سودمند است. 

·         خاصه کسی را که پند نشنود که او خود اوفتد: به خصوص کسی را به کسی که پند نشنود که او خودش شکست می خورد( با سر به زمین می خورد )

·         داد ده تا داد یابی: عدل و انصاف کن تا با تو به عدل و انصاف رفتار کنند.

·         پس جواب خود بگوید بر وجهی که در متقدم طعن نکند: پس جواب خود را بگوید به گونه ای که بر فرد قبلی طعنه و سرزنش نزند.

·         در محاوراتی که به حضور او میان دو کس رود، خوض ننماید و اگر از او پوشیده دارند، استراق سمع نکند : در گفت و گوهایی که در حضور او میان دو نفر انجام شود کنجکاوی نکند و اگر از او مخفی کنند، دزدیده گوش ندهد. ( فال گوش نایستد.)



تاریخ : سه شنبه 16 آذر 1395 | 22:32 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

راستی را کس نمیداندکه در فصل بهار از کجا گردد پدیدار ،این همه نقش و نگار ؟

به راستی که کسی نمیداندکه در فصل بهار *این همه نقش و نگار از کجا به وجود امده؟

عقل ها حیران شود کز خاکِ تاریکِ نَژَند چون براید این همه گل های نغزِ کامکار؟

تمام عقل ها سرگشته و متعجب میشود که چگونه از این خاک تاریک و سرد* این همه گل های زیبا و خوش رنگ به جود امده؟

چون نپرسی کاین تماثیل از کجا آمد پدید؟ چون نجویی کاین تصاویر از کجا شد آشکار؟

چرا نمیپرسی که این همه شکل و تصویر های مختلف از کجا به وجود امده اند؟*چرا جست و جو نمیکنی که این همه تصاویر از کجا امده اند ؟

برق از شوقِ که می خندد بدین سان قاه قاه؟ ابر از هجر که می گرید بدین سان زار زار؟

رعد و برق از اشتیاق چه کسی است که اینگونه با صدای بلند میخندد ؟*ابر از دوری چه کسی است که اینگونه زار زار گریه میکند؟

کیست آن صورتگر ماهر که بی تقلید غیر این همه صورت بَرَد بر صفحهء هستی به کار ؟

آن نقاش ماهر و زبردست چه کسی است که بدون تقلید از دیگران*این همه نقش و نگار در جهان به کار برده است .




تاریخ : سه شنبه 4 آبان 1395 | 21:19 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

1.برترین و گرامی ترین ارمغان((ایران))به دیگر سرزمین ها چست؟

اندیشه و طرز تفکر آنها،خرد و فرهنگ،تاریخ کهن .

2.دو تن از دلیران نامدار ایرانی را نام ببربد که برای سربلندی ایران کوشیده اند.

1.امیر کبیر که برای استقلال کشور تلاش فراوانی کرد.

2.شهید مهدی باکری،شهید همت،شهید بابایی که جان خود را فدا کردند تا سرزمینشان به دست نا اهلان نیفتد.

3.آرش کمانگیر که جان خود را در تیر گذاشت و تیر را پرتاب کردومرزبین ایران وتوران را معلوم کرد .

3.به نظر شما چگونه می توان از فرهنگ و ادب فارسی پاسداری کرد؟

1.با حفظ ارزش های فرهنگی و انتقال آن به نسل های آینده

2.اجرای عملی فرهنگ و ادب فارسی

3.آموزش،یاددهی و یادگیری وجلوگیری از ورود لغات بیگانه به زبان فارسی ومعادل سازی برای واژگان خارجی .    

 



تاریخ : سه شنبه 4 آبان 1395 | 21:13 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


1. دربیت آخرشعر(صورتگرماهر)به کدام نام های خداوند اشاره شده؟مصور-صورتگر-ماهر-بی تقلید

2. چه شگفتی های دیگری اززندگی مورچه می دانید؟مورچه هاتقسیم کاردارند.آن هایی که جوان ترهستند ازتخم هاپرستاری می کنند- بعضی ها نگهبان وبعضی ها کارگرهستند. بین مورچه ها برخی کشاورز و برخی برده و برخی دامدار و برخی گوشت خوارند.

3. چراخداونددرقرآن کریم انسان رابه اندیشیدن درشگفتی های خلقت دعوت می کند؟چون شگفتی های آفرینش نشانه ای ازقدرت خدا است.بااندیشیدن دراین شگفتی ها به چیزهای زیادی پی می بریم ومی فهمیم که جهان براساس نظم وقاعده ی خاصی آفریده شده است.



تاریخ : سه شنبه 4 آبان 1395 | 21:10 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


کرم در این شعر نماد خود شاعر یا هر انسان متفّکر و جستجوگر است که از زندگی روزمرّه خویش به تنگ آمده و در تلاش و تکاپوست تا با حرکتی نو خود را رها کند و مرغ نماد انسان هایی است که با وجود توانایی و خلاقّیت ( قدرت پرواز کردن )، جرات نو شدن را در زندگی ندارندو برای آن تلاش و کوشش نمی کنند .

به این گونه از شعر که در آن شاعر ، از زبان دو یا چند شخصّیت که در مقابل یک دیگر قرار می گیرند؛ سخن بگوید و صفات هر یک را از  زبان آن ها بیان کند ، مناظره می گویند. جانبخشی (تشخیص) درتمام ابیات وجود دارد.

در پیله تا به کی بر خویشتن تنی * * * پرسید کرم را ، مرغ از فروتنی

معنی : مرغ با تنبلی از کرم پرسید ، تا کی در خانه ( پیله )تار می بافی ؟

تا چند منزوی در کنج خلوتی * * * در بسته تا به کی در  محبس تنی

معنی : ای کرم تا چه وقت در کنج تنهایی گوشه نشینی اختیار می کنی و از مردم کناره می گیری ؟ تا چه وقت اسیر جسم خاکی خود هستی ؟

در فکر رستنم پاسخ بداد کرم * * * خلوت نشسته ام زین روی منحنی

معنی : کرم پاسخ داد ، در فکر رهایی و پرواز می باشم ، به این خاطر خلوت و تنهایی اختیار کردم . رستن یعنی دل کندن از دنیا و پرواز آسمانی منظور است .

 

هم سال های من پروان گان شدند * * * جستند از این قفس ، گشتند دیدنی

معنی : هم سن و سالان من به پروانه مبدّل شدند و از این قفس ( پیله )رهایی یافتند و تماشایی شدند .

در حبس و خلوتم تا وارهم به مرگ * * * یا پر برآورم بهرپریدنی

معنی : در زندان تن خود خلوت اختیار کردم تا با مرگ ،رهایی و خلاصی یابم یا منتظرم پر در آورم و پرواز کنم .

اینک تو را چه شد کای مرغ خانگی * * * کوشش نمی کنی ، پری ن می زنی

معنی : ای مرغ خانگی ،برای تو چه اتّفاقی رخ داده است که نه در فکر پرواز هستی و نه تلاش می کنی !

 

 



تاریخ : سه شنبه 4 آبان 1395 | 21:01 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

دلایل : جمع دلیل  علت ها

خالق : خدا ، آفریننده

بی همتا : بی مانند ، بی نظیر ،یکتا

اسرار: جمع سرّ رازها

پرتو :نور وروشنی

لاله های گوش : بخش هلالی غضروفی دور گوش

حدقه:کاسه چشم ، مردمک چشم

دفع : راندن - متضادش جذب

بنگر: فعل امر نگاه کن

عظمت : بزرگی

جثه:اندام ، پیکر

انباشته شده : پر شده

چونان : مانند

برافراشته: بلند کرده

نقش ونگار : شکل وشمایل

خزان : پاییز

زرّناب : طلای خالص

فراز : بلندی متضادش فرود ، نشیب

درهم آمیخته: مخلوط شده ، ترکیب یافته

شکاف : سوراخ ، درز، روزنه

 



تاریخ : سه شنبه 27 مهر 1395 | 20:35 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : سه شنبه 27 مهر 1395 | 20:16 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
غوغا = آشوب ، فریاد / غلتیدن = به روی خود چرخیدن / فارغ = رها ، آزاد ، خلاص / رهسپار = راهی ، عازم ، روانه شده / پیغمبر =پیام آور، نامه بر / گلدسته = مناره ، ستون بلندی در مساجد که موذن بالای آن اذان می گوید / زائر = زیارت کننده / حَرم = گرداگرد مکان های مقدس / زنجره = نوعی حشره که از خود صدا تولید می کند / طفولیّت = دوران کودکی ، خردسالی / متعبّد = عبادت کننده / شب خیز = شب زنده دار، کسی که شب بیدار می ماند مخصوصا برای عبادت / مصحف = کتاب ،در اینجا کتاب آسمانی ، قرآن / طایفه = گروه ، جماعت / خفته = خواب / سربرداشتن = در اینجا بیدار شدن / دوگانه = در اینجا نماز صبح یا دو رکعت نماز / درپوستین کسی افتادند =در اینجا پشت سر کسی بد گویی یا غیبت کردن

تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1395 | 12:17 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1395 | 12:12 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


پاسخ سوال 1:

در اینجا منظور از ((خانه خوب خداست)) خانه مسجد است.

پاسخ سوال2:

((نور))نام خداست و روشنی نشان اوست.منظور این است که وجود خدا سراسر نور است و از تاریکی در وجود او هیچ خبری نیست.

پاسخ سوال3:

بهترین راه شناخت خداوند،شناختن او از طریق موجودات است.زیبایی،پیچیدگی،مهربانی و خشم و ... موجودات،نشانه زیبایی،پیچیدگی،مهربانی و خشم و ... خداوند است؛زیرا هر موجودی در اصل نمود و نمایشگری از وجود خداوند است.


تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1395 | 12:01 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1395 | 12:00 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
یا حسین


تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1395 | 11:23 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1395 | 11:21 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات

با شنیدن صدای اذان ندای روز قیامت را بخاطر می آورم وظاهر وباطن خود را برای اجابت این ندا آماده می سازم .چون کسانی که برای پاسخ به این ندا بشتابند همان ها هستند که در روز قیامت به لطف الهی ندا داده می شوند وقتی موذن اذان عشق را در گوش آسمان زمزمه می کند،عظمت حق را بر دلم می نشاند !! ووسوسه های شیطان را از دلم می رهاند.بانگ الله اکبر که سرمی دهد ستون قلبم از بزرگی یاد خدا می لرزد و ندایی از درون مرا می خواند« الا بذکر الله تظمئین القلوب» و می گوی که باید خوشتن را برای نماز آماده سازم.اگر انسان با شنیدن اذان دلش سرشار از شادی وسرور می شود وبا میل و رغبت اورا به پاسخ فرا می خواند باید بداند که در قیامت نیز به بشارت ورستگاری ندا داده خواهد شد به همین دلیل پیامبر (ص)می فرمایند: ای بلال !مارابا نماز وندای دعوت به آن (اذان)راحت ساز؛زیرا روشنی چشم آن حضرت درنماز بود اذان دعوت برای ملاقات است وهمان گونه که روز قیامت مردم برای عرضه بر خداوند فراخوانده می شوند.دردنیا نیز گویندگان اذان مومنان را به مجلس حضور ومعراج زیارت پروردگار فرا می خوانند.اگر معرفت انسان در این دنیا به حدی باشد که ازاین ندا لذت ببرد در آخرت نیز ازملاقات حضرت حق بی بهره نخواهد بود .زیرا معرفت دراین دنیا به منزله ی بذر مشاهده درآخرت است واگر براثر جهل، حال انسان به گونه ای باشد که این ندا اورا خوش نیاید این امر سبب خواهد شد که ندای روز قیامت نیز خوشاینداو نباشد واگردر این دنیا هنگام شنیدن اذان در زمره غافلان باشد حالش در قیامت مناسب با این غفلت خواهد بود ودر سایر مقامات دین و نوامیس شرع امر به همین منوال است زیرا انسان برهمان چیزی می میرد که برآن زندگی کرده وبرهمان چیزی محشور میشود که برآن مرده وجز آن چه در زمین دل کاشته چیز دیگری درو نخواهد کرد بنابراین کسی که هنگام نماز از وظیفه ی خود دربرابر پروردگار آگاه باشد وبداند که این امر لطفی عظیم از ناحیه ی حضرت حق نسبت به اوست مسلما روشنی چشمش درنماز خواهد بود وهمان گونه که مشتاق ومنتظر مجالس انس با دوستان خویش است نسبت به نماز وگفتگو با پروردگارش نیز چنین خواهد بود وهمان گونه که دعوت دوستانش را برای حضور درچنین مجالسی می پذیرد اذان رانیز که به منزله ی منادی ذات اقدس حق است به گوش جان می شنود وپاسخ می گوید.با شنیدن((الله اکبر))دلم را متوجه عظمت و بزرگواری ذات اقدس الهی میکنم ودنیا وآنچه را درآن است کوچک می شمارم تا درتکبیرم دروغگو نباشم هرگاه ((لا اله الا الله)) را می شنوم هر معبودی جز اورا از لوح دلم محو می کنم رسول خدا را حاضر دیده وبا رعایت آداب حضور آن بزرگوار با نیت خالص به رسالت آن بزرگوار گواهی می دهم هنگامی که به غار وآنچه موجب فلاح ورستگاری وبهترین اعمال است فراخوانده می شوم جانم را به حرکت در می آورم وقلب و قالبم را گسترش می بخشم .پس از این عهدم را با تکبیر وتعظیم ذات اقدس حق تجدیدمی کنم و همچنان که نمازخود را باتکبیراوآغازکردم با تکبیراو نیز پایان می دهم و مبدا خود را از او وبازگشت خودرا به سوی او قرار داده وبرحول وقوه او اعتماد می کنم.

 



تاریخ : پنجشنبه 15 مهر 1395 | 21:18 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات


تاریخ : پنجشنبه 15 مهر 1395 | 21:17 | نویسنده : ناصر آقاپور | نظرات
تعداد کل صفحات : 38 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.